{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوران کهولت مادر

دوران کهولت مادر

مادرم، مهربان من، از آن روزها که کودکانه و بی خیال بر دامن پر مهرت می نشستم و بی آنکه قدر بدانم جرعه جرعه از مهر تو لبریز می شدم، بسیار گذشته است. از آن روزها که در بهار نوجوانی بی آنکه قدر و مقام بلندت را بشناسم، راه خود می گرفتم و کلام خود می گفتم، بسیار گذشته است. اینک که پائیز در زندگی تو رخ می نمایاند و پیری از پنجره عمرت سرک می کشد، دلم به سپاس آن همه بردباری و مهربانی ات، دمادم بر دستت بوسه می کارد و آیه های کتاب خدا لحظه به لحظه در قلبم ندا می افکند که «پروردگار تو فرمان داد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید و چون به پیری رسیدند با ایشان به درشتی و دور از ادب سخن مگویید؛ بلکه سخنانتان با آنها آمیخته با احترام باشد و از روی لطف و رأفت در برابر آن دو تواضع کنید و دعاگویشان باشید.»
دیدگاه ها (۲)

دعا برای مادرمادر، دوست دارم چون کبوتری بر پنجره قلبت بنشینم...

نسیم ایمانآن روز که کودکی بیش نبودم، بارها نام خدا را بر زبا...

زحمتی طاقت فرساای باغبان بی همتای من، ای ابر سراسر رحمت، ای ...

شکری برترپروردگار مهربان، در قرآن انسان ها را به نیکوکاری به...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پروانه جان

پروانه جان

...My evil angel...پارت¹⁵...قسمت اخر فصل دوم....🪽🔥 فصل دومپا...

𝑹𝒆𝒂𝒍 𝑳𝒐𝒗𝒆 ①جیهوپ:(با لبخندی ملایم اما نگاهی که حواس‌جمع است...

when silence became a scream p23

قسمت ۶

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

......پارت. دوازدهم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط