هنوز دست هایم
هنوز دست هایم
در دست های تو بود
که باران بارید
تو رفتی چتر بیاوری
و من هنوز که هنوز است
روی این نیمکت
منتظرم
که یا باران بند بیاید
یا تو با چتر
یا تو بی چتر
فقط برگردی
سرد است...
نیمکتی تنها در پارک نشسته است، من تنها بر نیمکت و تو تنها در من...
میبینی؟ چه در همیم و تنها؟
در دست های تو بود
که باران بارید
تو رفتی چتر بیاوری
و من هنوز که هنوز است
روی این نیمکت
منتظرم
که یا باران بند بیاید
یا تو با چتر
یا تو بی چتر
فقط برگردی
سرد است...
نیمکتی تنها در پارک نشسته است، من تنها بر نیمکت و تو تنها در من...
میبینی؟ چه در همیم و تنها؟
- ۱.۷k
- ۲۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط