{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت (اخر)

پارت (اخر)

( با ناراحتی گفت)
پدرش وقتی که از اتاق به بیرون اومد، دکتر با عجله وارده اتاق شد و پدر گفت چ چی شده ( با نگرانی گفت).
دکتر وقتی که از اتاق به بیرون اومد گفت خدا رحمت کنه.
پدر= چ چی چرا را اینو میگی کی مرده مگه
دکتر= پسرتون مرده
پدر= ن ن نه این درست نیست
(با گریه گفت)
دکتر = این درسته متسفم 😔😔😓
این خبر رو مادر هم شنید و بیهوش شد.
وقتی مادر به هوش اومد گفت ا ای این خبر درسته.
(با نگرانی گفت)
پدر= متسفانه درسته 😔
(با نگرانی گفت)
وقتی که این خبر و شنید دباره بیهوش شود ولی این بار بیدار نشد و دکتر تشخیص داد و دباره به پدر گفت واقعا متسفم در یک روز دوتا خبر خیلی ناراحت کننده میگم
پدر= دو چرا دو دباره چی شد
(با نگرانی گفت)
دکتر = خدا رحمتش کنه روحش شاد زنتون هم مرد 😔 متسفم.
پدر نههههههههه.
پدر از بیمارستان رفت بیرون تا بره به خونه که یک تلفن اومد و گفتن پسر بزرگ تان تصادف کرده و به و از پرت گاه پرت شدن و زن و بچه و خودشون مردن خدا رحمتشون کنه.
پدر دیگه میخواست بمیره جون دیگه هیچ کس نمونده تو زندگیش و یهویی یک ماشین بزرگ یعنی کامیون اومد و پدر زیر ماشین ماند و او هم مرد این همه مرده از روح ها به سرشون امد



اخرین پارت بود
خوب بود اگر راضی هستین تو کامنت ما بنویسین ممنونم 🙏🏻🙏🏻
دیدگاه ها (۰)

p1هم کلاسه هاشخصیت ها = ا. ت. جونگ کوک. تیانگ. جنی ا.ت به کل...

p2من و کوک لخت بودیم ا.ت: ایجا کجاست من کجا امدم این کیه؟ ...

بعد حال مادرش خیلی بد شد و بستریش کردن. چابی ( پدر) گفت بخو...

خودش رو پرت کرد و روی ماشین ها افتاد. مردم به امبولانس زنگ ز...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۹۴(ویو راوی)=سریع پرستارا ود...

#p19: اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره پرستار به ماملن ا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط