#عشق_جنایت 🔪
#عشق_جنایت 🔪
پارت9
یِنا:میشینم و میحرفیم....
بعد یکی دو ساعت که به شدت مست شده بودم و حرفام و کارام و نمیتونستم کنترل کنم به سوهو...
یِنا:آقای هان میشه به دوست پسرم زنگ بزنید(مست)
سوهو:تو دوست پسر داری؟
یِنا:آره تو باهاش مشکلی داره؟(مست)
سوهو:ها؟چیزه نه
یِنا:خوب پس بزنگ بهش نوشتم (عشقم)
سوهو:باش
سوهو:میزنگم به دوست پسر یِنا که جواب داد...
تهیونگ:الو بله؟
سوهو:سلام من سوهو هستم یِنا مسته گفت به شما زنگ بزنم بیاید دنبالش
تهیونگ:آها باشه الان میام
تهیونگ:اوفففف از دست این دختره مسته نمیتونه خودش و کنترل کنه بعد با یه پسر میره سر قرار اونجا مست میکنه....
میرم سوار ماشین میشم میرم دنبالش میبینم به سوهو چسبیده میرم بغلش میکنم و میبرمش تو ماشین...
سوهو:مراقبش باشید
تهیونگ:تو مراقب خودت باش نمیری
رفتم تو ماشین و راه افتادم سمت خونه
رسیدیم خونه یِنا رو تو اتاق خودم و کنارش خوابیدم.....
ویو فردا صبح:
لیا:اوف همه بدنم درد میکنه
جیمین:چی شده چرا بیدار شدی؟
لیا:درد خوب شکمم درد میکنه(غر غر کردن)
جیمین:دیشب باید فکر الان و میکردی(😈)
(فلش بک دیشب:)
جیمین:میتونم بیام تو؟
لیا:بیا تو
لیا:در هال سیگار کشیدن بودم که جیمین اومد داخل اتاقِ کارم...
لیا:چیکار داری؟
جیمین:میخوام دوست پسرت شم
لیا:چی میگی؟چیزی زدی(خنده)
جیمین:نه واقعا میگم
یه قدم یه قدم نزدیکم میشه من بلند میشم از صندلی و روز میز کارم میشینم آنقدر نزدیکم شد که میتونستم صدای نفساشو گوش کنم....
جیمین:تو فقدر مال منی من تو رو به هیچ کس نمیدم
لیا:باید از تو اجازه بگیرم با کی باشم؟
جیمین:اوهوم چون مال منی
لیا:اوهوم
سریع دستام و دور گردنش حلقه کردم و لبامو گذاشتم رو لباش و مک زدم...
یِنا:دارین چه گوهی میخورینننننن؟
از اونجایی که در اتاق کارم و باز گذاشته بودم ینا اومد و دید ما همو داریم میبوسیم
لیا:چیزه هیچی
ینا:لیا ریدییییییی
(ینا میره)
(ویو شب:)
جیمین:بیب بیا اینجا ببینم
لیا:چیه؟
جیمین:چیه؟بهت نگفتم مگه باید ددی صدام کنی؟
لیا:خوب من دوست ندارم
جیمین:اوهوم پس دلت تنبیه میخواد نه؟
و.........(بسم الله الرحمن الرحیم😂)
(پایان فلش بک)
لیا:گفته باشم فقدر موقع رابطه مون بهت میگم ددی ها
جیمین:باشه بانو
لیا:هالا برو بیرون میخوام لباس بپوشم
جیمین:ما که همه چیز هم و دیدیم
لیا:چه ربطی داره برو بیروننننننن
(لیا با لگد جیمین میندازه بیرون)
ادامه دارد:-)
شرایط:
5لایک
1فالو
8 کامنت
پارت9
یِنا:میشینم و میحرفیم....
بعد یکی دو ساعت که به شدت مست شده بودم و حرفام و کارام و نمیتونستم کنترل کنم به سوهو...
یِنا:آقای هان میشه به دوست پسرم زنگ بزنید(مست)
سوهو:تو دوست پسر داری؟
یِنا:آره تو باهاش مشکلی داره؟(مست)
سوهو:ها؟چیزه نه
یِنا:خوب پس بزنگ بهش نوشتم (عشقم)
سوهو:باش
سوهو:میزنگم به دوست پسر یِنا که جواب داد...
تهیونگ:الو بله؟
سوهو:سلام من سوهو هستم یِنا مسته گفت به شما زنگ بزنم بیاید دنبالش
تهیونگ:آها باشه الان میام
تهیونگ:اوفففف از دست این دختره مسته نمیتونه خودش و کنترل کنه بعد با یه پسر میره سر قرار اونجا مست میکنه....
میرم سوار ماشین میشم میرم دنبالش میبینم به سوهو چسبیده میرم بغلش میکنم و میبرمش تو ماشین...
سوهو:مراقبش باشید
تهیونگ:تو مراقب خودت باش نمیری
رفتم تو ماشین و راه افتادم سمت خونه
رسیدیم خونه یِنا رو تو اتاق خودم و کنارش خوابیدم.....
ویو فردا صبح:
لیا:اوف همه بدنم درد میکنه
جیمین:چی شده چرا بیدار شدی؟
لیا:درد خوب شکمم درد میکنه(غر غر کردن)
جیمین:دیشب باید فکر الان و میکردی(😈)
(فلش بک دیشب:)
جیمین:میتونم بیام تو؟
لیا:بیا تو
لیا:در هال سیگار کشیدن بودم که جیمین اومد داخل اتاقِ کارم...
لیا:چیکار داری؟
جیمین:میخوام دوست پسرت شم
لیا:چی میگی؟چیزی زدی(خنده)
جیمین:نه واقعا میگم
یه قدم یه قدم نزدیکم میشه من بلند میشم از صندلی و روز میز کارم میشینم آنقدر نزدیکم شد که میتونستم صدای نفساشو گوش کنم....
جیمین:تو فقدر مال منی من تو رو به هیچ کس نمیدم
لیا:باید از تو اجازه بگیرم با کی باشم؟
جیمین:اوهوم چون مال منی
لیا:اوهوم
سریع دستام و دور گردنش حلقه کردم و لبامو گذاشتم رو لباش و مک زدم...
یِنا:دارین چه گوهی میخورینننننن؟
از اونجایی که در اتاق کارم و باز گذاشته بودم ینا اومد و دید ما همو داریم میبوسیم
لیا:چیزه هیچی
ینا:لیا ریدییییییی
(ینا میره)
(ویو شب:)
جیمین:بیب بیا اینجا ببینم
لیا:چیه؟
جیمین:چیه؟بهت نگفتم مگه باید ددی صدام کنی؟
لیا:خوب من دوست ندارم
جیمین:اوهوم پس دلت تنبیه میخواد نه؟
و.........(بسم الله الرحمن الرحیم😂)
(پایان فلش بک)
لیا:گفته باشم فقدر موقع رابطه مون بهت میگم ددی ها
جیمین:باشه بانو
لیا:هالا برو بیرون میخوام لباس بپوشم
جیمین:ما که همه چیز هم و دیدیم
لیا:چه ربطی داره برو بیروننننننن
(لیا با لگد جیمین میندازه بیرون)
ادامه دارد:-)
شرایط:
5لایک
1فالو
8 کامنت
- ۶.۷k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط