{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کافی شاپ نشسته بودم پسره دستشو گزاشته بود رو دست دختره

تو کافی شاپ نشسته بودم پسره دستشو گزاشته بود رو دست دختره و اروم لبخند میزدند ،،،
منم دستم و گزاشتم رو اون یکی دستم ولی اصن خنده نداشت ،،
مردم به چه چیزایی میخندن ،،والا
دیدگاه ها (۹)

عشق رو از هر طرف بنویسی عشق میشه ،،،،!!قشع،،،اه چرااا نشدددد...

.ﺑﺎ یه پسره تو ویس ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺷﺪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﻫﯿﭻ ﮔﻮﻫﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﺨ...

پسره نوشتهعشقم لبخند هایت ساعتی چند؟براش کامنت گزاشتم گفتم م...

دستام خسته شدند . پاهام تاول زدند . از کمر افتادم . اصلا جون...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

خودم فقط سرچ تو گوگل بود🤣«اسم اعضای بی تی اس»تو سن 12 سالگی😂...

سفید و سیاه🤍🖤پارت هجدهم⚡️# قسمت ۱۸: «دازای و چویا» 🤍🖤**صحنه ...

Part ²⁵ویو لیلی شوکه بودم اما نگاهم همینجوری رو چشمای جونگکو...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

وای بزارید براتون یه خاطره تعریف کنم😂آقا تو دوران مدرسه (پار...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۳یونابعد از شام سکوت عجیبی بینمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط