{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارم

‌‌به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارم
چه کنم که امشب از تو تب عشق و ناز دارم

فوران اشتیاق و من و لکنت صبوری
بخدا که بر نگاهت تب حرص و آز دارم

من و پرده های تار و تو و سوز زخمه هایم
سخنی که با تو امشب به زبان ساز دارم

تو مسیر قبله هستی که صفای کعبه داری
صنما بسوی کویت ، همه شب ، نماز دارم

نه قلم تواند از من ، اثری بجا گذارد
غزلی نگفته ام من ، که سر دراز دارم
دیدگاه ها (۱)

ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام زدست ای ساقیدرمیان طوفانبرموج غ...

تو مشکلت این است من را مرده میخواهیزار و پریشان خسته و پژمرد...

سحر به باغچه ها تا رسید، شاعر شدستاره منتِ شب را کشید، شاعر ...

غزل غزل همه ی دفترمغرامت تو۰۰۰

‌‌به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو تب عش...

‌‌به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو تب عش...

به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو تب عشق ...

‌‌به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو تب عش...

‌‌به نگاه آشنایت ،  بخدااااااا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو...

به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو تب عشق ...

‌‌به نگاه آشنایت ، بخدا نیاز دارمچه کنم که امشب از تو تب عش...

┅✶❤ ✶┅ •❥♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ♨ ● ‌‌به نگاه آشنایت ، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط