{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برخی اصطلاحات عرفانی در ادبیات سالکان و عارفان:

برخی اصطلاحات عرفانی در ادبیات سالکان و عارفان:

«صومعه»=مقام توجه دل، مجلس عرفا و اؤلیاء، مقام تجرید و تَفَرُّد و قطع علائق از ماسوی الله
«صَهبا»=شراب الست، توجه و تجلّی ازلی
«ضیاء»=رؤیت اشیاء به عین حق
«طامات»=مطالبی که دو اوایل سلوک بر زبان سالک آید
«طایر گلشن قدس»= روح انسانی
«طبیب دل»=حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم)
«ُطرّه»=پیچش سیرو سلوکی، حالات سالک در مرحله سیر و سلوک
«طریق»=طریقت، راه و مسلک خاص اهل عرفان
«طلعت»=تجلیّات جمال حق
«طوالع»=تجلی اسمء الهی بر باطن عبد
«ظلال»= اسماء الهی
«ظلمت آباد»= جهان عنصری(طبیعت) و نفسانی
«عارض»= تجلّیات جمالی، چیزی که بر قلب انسان عارض شود
«عارف»=شناسنده حق از طریق کشف و شُهود و نه از راه عقل و استدلال
«عالم امر»=ملکوت و عالم غیب، مقابل عالم خَلق
«عالم جبروت»=ذات قدیم
«عالم صغیر»= انسان
«عالم غیب»=مرتبه اَحَدّیّت
«عالم قدس»=عالم اسماء و صفات
«عالم مُلک»=عالم ناسوت؛ دنیا، عالم محسوس و عالم شهادت
«عرفان»=شناسایی حق تعالی
«عشق»=محبت مفرط؛ آتشی درونی که غیرمحبوب را سرتاسر می سوزاند
«عقل اول»= مرتبه وحدت؛ نور محمدی، جبرئیل امین
«علم الیقین»=علم مبتنی بر برهان عقلی و اقامه دلیل
«علم طریقت»= علم باطن
«علم لَدُنی»= علم بی واسطه بنده از خداوند شامل وحی، الهام، و شهود
«عَنقا»= انسان کامل
«عوالم اربعه»=عالم لاهوت، ملکوت، جبروت، ناسوت(مُلک)
«عهد»= از مقامات صدیقان
«عین الیقین»=یقینی که از راه کشف و مشاهده به دست آید
«غالیه=نسیم عنایت الهی در مشام مشتاقان
«غرب»=عالم اجساد و ابدان
«غَلَبات»=شدت شُکر
«غمزه»=فیض و جذبه باطنی در وجود سالک
«غوث»=قطب، مرشد، ولی خدا
«فتح»=گشایش روحی و عرفانی
«فتوح»=واردات و مکاشفات و معارف
«فراست»=کشف یقین و آگاهی بر صورت غیب
«فَرَج»=بیرون آمدن سالک از قیود بشری
«فقر»=نیاز بنده به خدای تعالی
«فنا=فانی شدن بنده در خدا
«فیض»=القای امری در قلب سالک، الهام
«قبض و بَسط»=گرفتگی و گشادگی روح
«قُرب»=زوال حجاب بین بنده و خالق
«قشر»= عالَم ظاهر که باطن را از فساد نگهدارد
«قُطب»=انسان کامل دستگیر سالک، غوث
«قُطب اَلاَقطاب»=حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله
«قلندر و قلندری»=تَجَرُّد و رهایی از دو عالم
«قُمار»=سرباختن در راه حضرت حق
«قیامت صغری»=موت ارادی
«کامل و کاملان»=اولیاء الله که جامع مراتب شریعت، طریقت و حقیقت اند.






به نقل از: «عبدالرحیم گواهی، عُذر تقصیر به پیشگاه عرفان و تصوف اسلامی، صص 84-83»
دیدگاه ها (۱)

شرح گل بُگذار از بهر خدا،شرح بلبل گو که شد از گل جدا !!

آن کیست کز روی کَرَم با ما وفاداری کند؟ بر جای بدکاری چو من ...

دِه زکات روی خوب ای خوبرو، شرح جان شرحه شرحه بازگو! کز کرش...

روزی حضرت موسی کلیم الله(ع) در مواجهه با ابلیس از او پرسید: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط