{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کر

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم
مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم!!!
تو عاشق خدایی و مرا دیدی


دیدگاه ها (۱)

تو یک بوسه به لبهایم بدهکاری ، کجا رفتی تو از فرط ِ مسلمانی ...

« زندگی »کاش می شد که تو احساس رضایت بکنی زندگی راتوکم و...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

اﺟﺎﺯﻩ ! ﻟﺤﻈﻪﺍﻱ ﺗﻮﻱ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ؟ﺩﻋﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺳﺎﻟﺖ ﻣﯽ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط