{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟
#
پارت پنجم ♡یونگی:احمق هچین چیزی رو اینطوری نگه میدارن تو کیف؟
من:حالا که میبینی گمش نکردم و سالمه
یونگی:خوبه همینجا می مونی بقیش با من
یونگی از اتاق بیرون رفت و نامجون هم خواست دنبالش بره که گفتم
من:داری کجا میری من اینجا تنها با اینا چیکار کنم؟
نامجون:ساکت باش و همینجا بمونچشم غره ای به کوک رفتم خودمو مشغول گوشیم کردم و همینطور هک کردن اونایی که تو اتاق بودن
جین:هی دختره نمی خوای خودتو معرفی کنی؟
من:چی من؟خب اول از همه من دختره نیستم اسم دارم هه سول بهم بگید سول بعدشم که
یهو جیمین پرید وسط حرفم
جیمین:۱۹ سالشه تو یتیم خونه می مونده انگار از قبل یونگی و نامجون رو میشناخته
داشت همینطور می گفت که حرفش رو قطع کردم
من:خودم می تونم بگم فکر نکن خیلی من و میشناسی و ادای آدمایی که کلی اطلاعات دارن در نیار
جیمین:حالا که دیدی اطلاعات من بیشتر از توعه
من:اع واقعا؟اسم پارک جیمین سن ۲۵ قدت از همه کوتاه تره واسه همین همه مسخرت می کنن پدرو مادرت از هم جدا شدن مادرت خارج از کشوره پدرتم یه تاجره فکر کنم امممم خب بزار ببینم فکر کنم کراشت...
حرفم تموم نشده بود که جیمین داد زد دویید سمتم
جیمین:ساکت شو دختره احمق مگه دستم بهت نرسه
سریع از جام پاشدم و دوییدم پشت سره جی هوپ قایم شدم
من:بهم نزدیک نشو وگرنه لهت می کنم پارک جیمین کوتوله
جیمین:اگه یبار دیگه دهنتو باز کنی خفت میکنم
من:باشه بابا نخواستیم نمیگم کراشت کیه
جیمین:اهههه عوضی
اینو گفت و رفت سمت در که خواستم چیزی بگم ولی جی هوپ جلومو گرفت تا دعوا بیشتر نشه جیمین رفت بیرون و منم نشستم رو مبل
کوک:از کجا اینا رو فهمیدی؟
من:خب می خوای درباره تو هم بگم وایسا ببینم تو کدوم بود جونگ کوک بودی دیگه؟
کوک:چی تو هکمون کردی؟
من:چی من؟خب اره شاید...فکر کنم
کوک:به نفعته کاری نکنی
من:نه بابا خیالتون راحت فقط می خواستم بشناسمتون
کوک:امیدوارم
رو به کوک و تهیونگ گفتم
من:شما دوتا چرا جدا شدید؟
جین:چی شما جدا شدین؟
کوک:مگه نگفتم خفه شو
من:انگار گند زدم
تهیونگ عصبی از جاش بلند شد و رفت بیرون
من:باور کن فکر کردم همه می دونن یهو نمی دونم چی شد گفتمش ببخشید
کوک:دیگه چیزی نگو تا خفت نکردم
من:اههههه چرا همه می خوان من و خفه کنن
کوک از جاش بلد شدو رفت بیرون و درو مهکم کوبید رو به جی هوپ گفتم
من:چرا همه یکی یکی دارن میرن؟
جی هوپ:اینو دیگه تو نباید بپرسی
من:اههههه اصلا منم رفتم
جین:بشین سره جات
عصبی دوباره نشستم رفتم تو فکر و بعد رو به جی هوپ گفتم
من:فکر کنم تو از همه نرمال تری اینجا
جی هوپ:من؟
من:اره یجوریه انگار به آدم حس امید و دلگرمی میدی انگار روحیه لطیفی داری
جی هوپ:تو دو دقیقه اینا رو فهمیدی؟
من:من حس ششمم قویه
جی هوپ:خب دیگه ساکت شو حوصلتو ندارم اصلا سعی نکن با این حرفات بهم نزدیک شی خوشم نمیاد با همه صمیمی بشم
من:نمیشه با شما ها حرف زد که
جین هم در اون لحظه داشت ریز می خندید و جوری که حرص جی هوپ رو دراره می گفت:روحیه لطیف.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه ها (۰)

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت ششم ♡شب شده بود کله روزو تو...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت چهارم ♡ باشنیدن صدای شلیک خ...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت سوم♡تابش نور رو تو صورتم حس...

ویو جی هوپامروز خیلی عجیب بود ات خیلی آروم نبود اصولا همیشه ...

سربازی ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط