{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتیکه راه نمی روی!

وقتیکه راه نمی روی!
یا نمی دَوی!
زمین هم نمی خوری!!!

و این " زمین نخوردن" ...
محصول سُکون است!
نه مَهارت! ...

وقتیکه تصمیمی نمی گیری!
و کاری نمی کنی!
پس اشتباه هم نمی کنی!!!

و این " اشتباه نکردن" ...
محصول اِنفعال است!
نه انتخاب! ...

خوب بودن ...
به این معنی نیست که ...
درهای تجربه را برخود ببندی!
و فقط پرهیز کنی،
خوب بودن ...
در انتخابهای ماست ...
که معنا پیدا می کند ...
و شکل می گیرد ...
چه جالب...
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
" از هر آنچه آزارمان میدهد"

دیروز قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد ! اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد،
این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...!

روزگارتون پر از اتفاقهای قشنگ......
دیدگاه ها (۱۰)

ﻋﺸﻘﻢﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﻭ ﺑﺲ

ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﺍﯼ ﻃﻠﻮﻉ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﺖﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﺭ...

حالا اگه موقع تمرین پیششون بیوفتیم

💠در تحلیل‌هایمان عاملیت ایران را دست‌کم نگیریمسعید آجورلو عض...

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۰

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط