{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۱۰۶

اراد: من زنمو دوست دارم از رابطه منو توهم خیلی سال ها گذشته رسیدیم برو پایین
ستاره: نمخوای بیایی یکم خوشبگذورنیم
اراد: نه برو پایین سریع

امدم خونه ک خواب بودیم اهو هم تو خواب غرق بود گوشیم صدای پیامک امد ورداشتم دیدم ستاره داشت زنگ میزد اروم بلند شدم رفت تو بالکن

اراد: دختره فلان شده چرا نصف شبی بهم زنگ میزنی
ستاره: بیا کمکم چندتا مرد حمله کردم تو خونم تروخدا
اراد: اوف باشه

لباس هامو پوشیدم سر اهو رو ماچ کردم رفتم سوار ماشین شدم خونه ستاره زیاد دور نبود برای همین نیم ساعته رسیدم در زدم ک درو وا کردم رفتم داخل خونه پر شمع و گل  برگ هایی رز بود ستاره امد با یک لباس خواب با قدرتش در خونه رو قفل کرد(بعدشم ک خودتون میدونید دیگ اراد فلان شده به اهو خیانت میکنه)

(فردا صبح)
(اهو)
از خواب بیدار شدم ک دیدم اراد نیست بهش زنگ زدم ک جواب نداد برای دومین بار زنگ زدم اراد با یکی صدایی خسته جواب داد

اراد:جانم عشقم
اهو:کجایی؟
اراد:یک کاری برام پیش امد دیشب رفتم تا ظهر میام و تلفن قطع کرد منم بلند شدم مثل روزهایی دیگ نهار درست کردم خونه رو تمیز کردم نشسته بودم ک صدای در امد اراد بود رفتم درو براش باز کردم

اهو: سلا عشقم خسته نباشی
اراد: ع خوشگلم سلام شماهم خسته نباشی
سر اهو رو ماچ‌میکنه میره تو اتاق
دیدگاه ها (۲)

اهوی من پارت ۱۰۷ اهو: حتما خسته ای تا تو لباس هاتو عوض میکنی...

اهوی من پارت ۱۰۸ (۱ماه بعد) (اهو)باستاره خیلی رفیق شدم در حد...

اهوی من پارت ۱۰۵(اهو)از خونه زدم بیرون انا پیش بچه ها موندن ...

اهوی من پارت ۱۰۴ اهو: بابا امدی نجاتم بده(نفس نفس) پارسا ک م...

آهو

اهو

والا...من دیروز خواب دیدم لیلیا میخواد پخ پخم کنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط