{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیاده خواه نیستم !

زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی‌..
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی..
کمی‌ هیزم.. کمی‌ آتش.. مه‌ِ جنگلی‌..
کمی‌ تاریکی ‌ِ محض.. کمی‌ مستی.. کمی‌ مهتاب..
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان ...
دیدگاه ها (۱۰)

دختر بچه ای از برادرش پرسید:معنی عشق چیست ؟؟ برادرش جواب داد...

ﻣـﺮﺩ ﺑــﺎﯾــﺪ ﻭﻗــﺘــﯽ هـمـسـرش ﻋـﺼـﺒـﺎﻧـﯿـﻪ,ﻧـﺎﺭﺍﺣـﺘـﻪ, ﻣﯿ...

یه خانواده ی سه نفری بودن یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش ...

رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گلات رو بفروشی ؟ گفت :...

باهم دیگه بریم شمال؟زیاده خواه نیستمجاده‌ ی شمالیک کلبه ی جن...

پارت ۳صبحِ روزِ دوم، زودتر از روزِ قبل بیدار شدم. نه به خاطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط