✿) ظهور ازدواج (✿)
✿) ظهور ازدواج (✿)
(♡)پارت ۱۸۸ (♡)
پوزخند زد و به رفیقش گفت: عکسای خوب بگیر عصبي و با نفرت داد زدم اگه اگه اینکارو بكني مسئله براي من شخصي ميشه. اونوقت مثل الهه مرگ بالا سرجفتتون
سبز میشم.
و دندونامو بهم فشردم و با حرص و خشم تمام
گفتم میکشمتون.. قسم میخورم...
مچ دوتا دستامو با یه دست محکم بالا سرم فشرد و خودشو کشید جلوتر و با نفرت :گفت هیچ غلطي جز لذت
بردن نميتوني انجام بدي..
تمام بدنم داشت میلرزید
داشتم خفه میشدم.
اخ خداا...
صورتشو اورد جلو و خواست لبامو ببوسه که با تنفر تف
کردم تو صورتش
شوکه سرشو کج کرد و دستش رو به صورتش کشید..
چونه ام از خشم میلرزید
به زور سعی کردم دستامو آزاد کنم که یه .
غیر منتظره محکم کوبید تو صورتم
دفعه
صورتم از شدت ضربه کج شد و سوزش خيلي عجيبي رو
احساس کردم
نفسم از درد حبس شد و ناله پردردي کردم. طعم خون رو از گوشه لبم حس کردم که راهشو به دهنم باز
که همه
کرده بود. صورتمو برگردوندم سمتش و با تمام نفرت و خشمي وجودم رو گرفته بود خون رو توی دهنم جمع کردم و با
غيض تمام توف کردم تو صورتش..
از دیدن قطره هاي قرمز خون روي صورت کریح و نجسش احساس شادی کردم و با درد لبخند زدم..
یه دفعه اتیش گرفت و از عصبانیت سرخ شد و داد زد:من
توي حيوون رو ادم میکنم...کثافت
و سریع بلند شد و خيلي خشن بازوم رو گرفت و کشید و پرتم کرد روی زمین و با لگد زد توی شکمم...
با درد خيلي شديدي به خودم پیچیدم و خودمو جمع کردم. با لگدهاي خيلي محکمش افتاد به جونم..
از شدت درد حتی نمیتونستم گریه کنم..
پشت هم و تند تند با لگد توي شکم و کمرم و پام میزد. داشتم از شدت درد میمردم و نمیتونستم خوب نفس بکشم
و به زور دستامو محافظ سرم کردم
تو تمام تنم حس له شدگي داشتم..
دردم اونقدر زیاد بود : که عین حس مرگ بود.
اون يكي تند بازوشو گرفت و گفت داری میکشیش..بسه... به زحمت نفسم رو بیرون دادم و دستمو به شکمم گرفتم.
اخ..
اخ خدااا...
از ته دل و با درد خيلي افتضاحي زدم زیر گریه..
شكمم احساس میکردم دهنم پر از خون شده.. حتي دستام جون نداشت تا زخماي تنم رو فشار بده.. باز بازومو گرفت و کشید و پرتم کرد رو تخت
عصبي
اي..
حتي تخت هم حالا سفت و ازار دهنده به نظر میرسید..
حس میکردم تمام استخوناي بدنم شکسته.. به کمر افتاده بودم و نمیتونستم تکون بخورم.
حتي نميتونستم سرمو تكون بدم..
سرفه پر از دردي زدم و اشکم لرزون روي صورتم سر
خورد.
(♡)پارت ۱۸۸ (♡)
پوزخند زد و به رفیقش گفت: عکسای خوب بگیر عصبي و با نفرت داد زدم اگه اگه اینکارو بكني مسئله براي من شخصي ميشه. اونوقت مثل الهه مرگ بالا سرجفتتون
سبز میشم.
و دندونامو بهم فشردم و با حرص و خشم تمام
گفتم میکشمتون.. قسم میخورم...
مچ دوتا دستامو با یه دست محکم بالا سرم فشرد و خودشو کشید جلوتر و با نفرت :گفت هیچ غلطي جز لذت
بردن نميتوني انجام بدي..
تمام بدنم داشت میلرزید
داشتم خفه میشدم.
اخ خداا...
صورتشو اورد جلو و خواست لبامو ببوسه که با تنفر تف
کردم تو صورتش
شوکه سرشو کج کرد و دستش رو به صورتش کشید..
چونه ام از خشم میلرزید
به زور سعی کردم دستامو آزاد کنم که یه .
غیر منتظره محکم کوبید تو صورتم
دفعه
صورتم از شدت ضربه کج شد و سوزش خيلي عجيبي رو
احساس کردم
نفسم از درد حبس شد و ناله پردردي کردم. طعم خون رو از گوشه لبم حس کردم که راهشو به دهنم باز
که همه
کرده بود. صورتمو برگردوندم سمتش و با تمام نفرت و خشمي وجودم رو گرفته بود خون رو توی دهنم جمع کردم و با
غيض تمام توف کردم تو صورتش..
از دیدن قطره هاي قرمز خون روي صورت کریح و نجسش احساس شادی کردم و با درد لبخند زدم..
یه دفعه اتیش گرفت و از عصبانیت سرخ شد و داد زد:من
توي حيوون رو ادم میکنم...کثافت
و سریع بلند شد و خيلي خشن بازوم رو گرفت و کشید و پرتم کرد روی زمین و با لگد زد توی شکمم...
با درد خيلي شديدي به خودم پیچیدم و خودمو جمع کردم. با لگدهاي خيلي محکمش افتاد به جونم..
از شدت درد حتی نمیتونستم گریه کنم..
پشت هم و تند تند با لگد توي شکم و کمرم و پام میزد. داشتم از شدت درد میمردم و نمیتونستم خوب نفس بکشم
و به زور دستامو محافظ سرم کردم
تو تمام تنم حس له شدگي داشتم..
دردم اونقدر زیاد بود : که عین حس مرگ بود.
اون يكي تند بازوشو گرفت و گفت داری میکشیش..بسه... به زحمت نفسم رو بیرون دادم و دستمو به شکمم گرفتم.
اخ..
اخ خدااا...
از ته دل و با درد خيلي افتضاحي زدم زیر گریه..
شكمم احساس میکردم دهنم پر از خون شده.. حتي دستام جون نداشت تا زخماي تنم رو فشار بده.. باز بازومو گرفت و کشید و پرتم کرد رو تخت
عصبي
اي..
حتي تخت هم حالا سفت و ازار دهنده به نظر میرسید..
حس میکردم تمام استخوناي بدنم شکسته.. به کمر افتاده بودم و نمیتونستم تکون بخورم.
حتي نميتونستم سرمو تكون بدم..
سرفه پر از دردي زدم و اشکم لرزون روي صورتم سر
خورد.
- ۱۸.۹k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط