پارت هفتم:
پارت هفتم:
داستان از دیدگاه یونگی: بعد اینکه پرونده رو به بخش پرونده های حل شده اداره پلیس مرکزی و گرفتن قسمتی از نمره جیمین به صورت مجازی ، به سمت سئول راه افتاده بودن ، شب اول وقت بود ، تقریباً ساعت ۹ ، خورشید تازه غروب کرده بود ، یونگی گفت: اگه همینجوری ادامه بدیم ، ساعت ۱۲ شب میرسیم سئول. جیمین گفت: من گرسنه نیستم میتونیم یکراست بریم.یونگی گفت: خوبه ، منم گرسنه نیستم. جاده خلوت بود و فقط نور چراغ ماشین یونگی جاده رو روشن میکرد ، هوا یکمی سرد بود ولی بازم یونگی پنجره ماشین رو پایین داد تا یکم از هوای شبانه لذت ببره ، جیمین هم داشت با ضبط صوت ماشین دعوا میکرد چون هر وقت آهنگ رو عوض میکرد یک آهنگ غمناکتر پخش میشد ، یونگی به پسرک نگاه کرد و گفت: پسر خوب دعوا نکن با این بیچاره ، کل تنظیمات این ماشین رو رفیقم برای آهنگ غمناک تنظیم کرده ، بدت میاد به بلوتوث وصل شو خودت آهنگ بزار.جیمین ضبط صوت رو بست و گفت: گوشیم شارژ نداره ، هم حوصله آهنگ گوش دادن رو هم ندارم. بعد جیمین ادای افرادی که یوگا کار میکنن رو در آورد و گفت: سکوت زیباست.یونگی به ادای جیمین خندید و به راهشون ادامه دادند ، در راه یونگی نمیدونست چطوری صحبت رو شروع کنه ، ولی جرئت کرد و گفت: خب ، الان میری خونه مامانت؟جیمین گفت: خب ، خونه بابام غیر از یکی دوتا کتاب داستان کودکانه که برای چند سال پیشه چیزی ندارم ، آره الان میرم خونه مامانم.یونگی گفت: خب ، راستش میگفتم که ، الان که من و تو احساس متفاوتی باهم داریم و این حس دوطرفه هست یا بهتر بگم من و تو قرار میزاریم ، اگه بخوای میتونی خونه من بمونی و باهم باشیم ، به هر حالت تو برنامه جدا شدن از والدینت رو داری ، چه بهتر که بیای خونه خودمون ، خونه ما . جیمین به کلمه خونه ما لبخندی زد و گفت: خب ، امشب برم خونه مامانم ، با اونا صحبت کنم ، حتما میام ، وسایل هامو جمع کنم میام خونمون . یونگی با سر تایید کرد و به راهشون ادامه دادند ، آن شب به سلامت به سئول رسیدن و هر دو رفتن خونه خودشون ، فردای آن روز بعد رفتن به سر کار و انجام بقیه کار ها ، جیمین با والدینش هم پدر و مادرش صحبت کرد و قرار شد بره خونه یونگی ، جیمین به خانه یونگی نقل مکان کرد و از آن روز هر دو به خوبی و خوشی زندگی کردند.
های گایز پارت آخر 🪼
مرسی که تمام این مدت با وجود تاخیر و بد بودن پارت ها بارم دنبالم کردید ، ممنونم از حمایت هایتان 🌹
داستان از دیدگاه یونگی: بعد اینکه پرونده رو به بخش پرونده های حل شده اداره پلیس مرکزی و گرفتن قسمتی از نمره جیمین به صورت مجازی ، به سمت سئول راه افتاده بودن ، شب اول وقت بود ، تقریباً ساعت ۹ ، خورشید تازه غروب کرده بود ، یونگی گفت: اگه همینجوری ادامه بدیم ، ساعت ۱۲ شب میرسیم سئول. جیمین گفت: من گرسنه نیستم میتونیم یکراست بریم.یونگی گفت: خوبه ، منم گرسنه نیستم. جاده خلوت بود و فقط نور چراغ ماشین یونگی جاده رو روشن میکرد ، هوا یکمی سرد بود ولی بازم یونگی پنجره ماشین رو پایین داد تا یکم از هوای شبانه لذت ببره ، جیمین هم داشت با ضبط صوت ماشین دعوا میکرد چون هر وقت آهنگ رو عوض میکرد یک آهنگ غمناکتر پخش میشد ، یونگی به پسرک نگاه کرد و گفت: پسر خوب دعوا نکن با این بیچاره ، کل تنظیمات این ماشین رو رفیقم برای آهنگ غمناک تنظیم کرده ، بدت میاد به بلوتوث وصل شو خودت آهنگ بزار.جیمین ضبط صوت رو بست و گفت: گوشیم شارژ نداره ، هم حوصله آهنگ گوش دادن رو هم ندارم. بعد جیمین ادای افرادی که یوگا کار میکنن رو در آورد و گفت: سکوت زیباست.یونگی به ادای جیمین خندید و به راهشون ادامه دادند ، در راه یونگی نمیدونست چطوری صحبت رو شروع کنه ، ولی جرئت کرد و گفت: خب ، الان میری خونه مامانت؟جیمین گفت: خب ، خونه بابام غیر از یکی دوتا کتاب داستان کودکانه که برای چند سال پیشه چیزی ندارم ، آره الان میرم خونه مامانم.یونگی گفت: خب ، راستش میگفتم که ، الان که من و تو احساس متفاوتی باهم داریم و این حس دوطرفه هست یا بهتر بگم من و تو قرار میزاریم ، اگه بخوای میتونی خونه من بمونی و باهم باشیم ، به هر حالت تو برنامه جدا شدن از والدینت رو داری ، چه بهتر که بیای خونه خودمون ، خونه ما . جیمین به کلمه خونه ما لبخندی زد و گفت: خب ، امشب برم خونه مامانم ، با اونا صحبت کنم ، حتما میام ، وسایل هامو جمع کنم میام خونمون . یونگی با سر تایید کرد و به راهشون ادامه دادند ، آن شب به سلامت به سئول رسیدن و هر دو رفتن خونه خودشون ، فردای آن روز بعد رفتن به سر کار و انجام بقیه کار ها ، جیمین با والدینش هم پدر و مادرش صحبت کرد و قرار شد بره خونه یونگی ، جیمین به خانه یونگی نقل مکان کرد و از آن روز هر دو به خوبی و خوشی زندگی کردند.
های گایز پارت آخر 🪼
مرسی که تمام این مدت با وجود تاخیر و بد بودن پارت ها بارم دنبالم کردید ، ممنونم از حمایت هایتان 🌹
- ۷۰
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط