خوب سلامم

خوب سلامم
خوب اقا این پارت ادامه پارت چهارمه
یعنی هنوز پارت پنج رو کامل ننوشتـ_
و اره دیگه برین بخونین
امیدوارم خوشتون بیاد👍🗿✨

___

Part ⁴(continued): Shadow Footprints

ماری دفترچه رو محکم توی بغلش گرفته بود. باد سردی از پنجره‌ی شکسته‌ی اتاق زیرشیروونی می‌وزید، انگار گذشته داشت نفس می‌کشید. نوشته‌های مایکل مثل خنجر توی ذهنش فرو می‌رفت:
"اونا دنبال تو بودن، نه ما. چون تو فرق داری."

ماری از خونه بیرون زد، بی‌توجه به شب تاریک و بارونی که حالا مثل سیل می‌بارید. باید با مایکل حرف می‌زد. باید می‌فهمید چرا اون همه سال سکوت کرده بود.

وقتی رسید به انبار قدیمی، مایکل اونجا بود. نشسته بود، خسته، با چشمانی که انگار سال‌ها پیرتر شده بودن.

ماری دفترچه رو پرت کرد جلویش. «چرا نگفتی؟ چرا گذاشتی فکر کنم فقط یه تصادف بود؟»

مایکل آه کشید. «چون می‌خواستم بچه بمونی. چون می‌خواستم یه زندگی معمولی داشته باشی. ولی حالا دیگه نمی‌تونم پنهانش کنم.»

ماری عقب رفت. قلبش تند می‌زد. «اون سازمان... هنوز دنبالمه؟»

مایکل نگاهش کرد. «اونا هیچ‌وقت دست از سر تو برنداشتن. فقط منتظر بودن که قدرتت کامل بشه.»

در سکوت سنگین بین‌شون، صدای قدم‌هایی از بیرون شنیده شد. ماری و مایکل به هم نگاه کردن. کسی داشت نزدیک می‌شد. کسی که از تاریکی می‌اومد، با رد پای خیس و سنگین.

ماری بال‌هاش رو باز کرد. این بار نه برای فرار، بلکه برای جنگیدن......

---

خوب اقا برای پارت پنجم یه شرط کوچیک داریم
اینکه لایکا به ۱۵ تا برسه
و همین دیگهه
دیدگاه ها (۲)

اقا سلام👍🗿به اوسی اصلیم سلام کنین👍🗿✨*دیگه ماری بی مارییی*حوص...

خوب خوبببپارت جادیددد*این پارتم خیلی دوست دارم👈👉✨---Part⁵: W...

اقا.... اون عکس اخری عه ماله اون موقع ای بود که تازه گاچا نب...

اقا... بهار تگم کرد منم این چالش رو رفتـ_🗿💔https://wisgoon.c...

پارت سیو هفتماونیکس**لنا لوکیشن دادو منم زود حرکت کردم ماری*...

پارت 11

black flower(p,318)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط