{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میرین ایران ولی تحر.یک میشه. ..

وقتی میرین ایران ولی تحر.یک میشه. ..

_وااا . حالا انگار کی هستی . شوهرت معروف و پولدار بود تو چرا قیافه میگیری؟!
حس میکردم از حرص صورتم سرخ شده نگاهم و به کوک دادم ، با عصبانیت به دخترعموم نگاه میکرد .
_ اولن که هرچی مال منه مال زن منم هست و گوه خوریش به کسی نمیومده! دومن که توی بچ که آوازه ی هرز.ه بودنت داخل کل شهر پیچیده توقع داری....
با صدای بابا حرف کوک قطع شد .
_بسته دیگه بچه ها . شامتون و بخورین از دهن افتاد .
دخترعموم بلند شد و با بغض گفت
_واقعا که .. متاسفم براتون
عموم با خشم به کوک زل زد .
_ چرا چرت میگی؟! داماد تازه ی خونواده ای که هستی دلیل نمیشه هر جی از دهنت در میاد به دخترم بگی . دختر من از برگ گل پاک تره!
کوک پوزخندی زد.و بلند شد .
_برگ گل؟! اوکی . شما راست میگین!
عمو با خشم داد کشید
_مدرک نشونم بده !
بابا دستی به موهاش کشید
_بس کنین !
عمو بی توجه به بابا گفت
_مدرک ! زودباش!
دخترعموم رنگش پرید با من من گفت
_ع .عیبی نداشت ..حالا..
کوک بلند شد و رو به من گفت
_ عسلم، گوشیم و میاری؟!
سری تکون دادم و سمت اتاقم دویدم و گوشیشو از رو کاناپه برداشتم از اتاق خارج شدم و گوشیشو بهش دادم .
کمی باهاش ور رفت و در آخر گوشی رو جلو ی عمو هل داد. با خونسردی نوشابه اش رو خورد و گفت
_اینم ...به قول خودتون مدرک!
عمو هر لحظه چهرش سرخ تر میشد و دخترعمو هر لحظه رنگش بیشتر سفید میشد .
دیدگاه ها (۹)

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...چمدونم و کنار کیف و وسا...

وقتی میرین خونه مادرش ولی مست میکنه . ...رو.م خیمه زد و خمار...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط