{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سال گذشت....

یک سال گذشت....
یک سال عجیب,آدمی به هیچ وجه نمیدونه آینده براش چه خوابی دیده و چی پیش روی آدمه...
به قول معروف نداند به جز ذات پروردگار که فردا چه بازی کندروزگار...
دیدگاه ها (۱)

همینکه نیستی اینجا برایت شعر می جوشملباسی کهنه را گویی رفویش...

از بس مواظب بودم تا کسی را نشکنمبه خودم که نگاه می کنمتکه تک...

یکی را دوست دارمولی افسوس او هرگز نمیداندنگاهش میکنم شایدبخو...

باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌امشمس من کی می‌رسد؟ من راه ...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

پارت ۲ مافیا خوشحال بود ، طرفداران مافیا هم بسیار خوشحال بود...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط