{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷۹

پارت ۱۷۹


.:م....ما...هیچکاره ایم خانوم...د...دستور ارابه...ارباب گفتن این رو برای اقا بزرگ سرو کنیم...

ارباب غلط کرد با شماها بیاید دنبالم...

با حالت گیجی نگاهم کردن ، سینی رو تویه دست گرفتم

گمشید بیاید دنبالم

چشمی اروم گفتن و اومدن ، به سالن غذاخوری که رسیدم دیدم داره با آرامش غذاشو میخوره ، به سمتش رفتم و چنگالی که دستش بود رو ازش گرفتمو رویه زمین انداختمو تمام اون ظرف هایی که جلوش بودن رو عقب کشیدم و سینی رو جلوش گذاشتم

بخورشون

نیم نگاهی به غذای جلوش انداخت و بعد به من و بعد گوشه ی لبش بالا رفت


-انتظار داری همچین اشغالی رو بخورم عزیزم ؟

اره ، چطور دستور دادی برای پدر خوانده ی این خانواده این رو سرو کنن بعد خودت نمیتونی بخوری اینو ؟

-پدر خوانده حالا منم و دستور دادم که برایه به پیرمردی که پاش لب مرگه همچین چیزی درست کنن

و منم همسر اون پدر خوانده ام و هر زری که زده رو به کتفم میگیرم


منتظر جوابش نموندمو هرچیزی که جلوش بود رو تویه یه سینی گذاشتم و به سمت اتاق اقا بزرگ رفتم
دیدگاه ها (۱۱)

تابع قوانین جمهوری اسلامی +درست میگم نه؟ اون مامان عفریته ات...

پارت ۱۸۰درو باز کردمو رفتم پیشش ، سینی رو رویه میز چوبی گذاش...

پارت ۱۷۸+همین الانم داری ازش کمک میگیری ، اصلا صورتمو نگاه ک...

پارت ۱۷۷- من از دست تویه لجباز چه غلطی کنم ها؟ برم خودمو بکش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 181♡⁠。⁠)⁩و با ا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

رمان عشق مافیا پارت 4 از زبان ا/تاگر رسانه ها بفهمن صددرصد خ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_21کوک با صدایی سرد گفت : بیا اینجا همین...

رومان عشق مافیا پارت 32این پارتش خیلی زیاد خوب نیست اولش عرو...

Custom bride part : 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط