باد ِ پاییز از این پس به دلم چنگ نزن
باد ِ پاییز از این پس به دلم چنگ نزن
باز از پیش خودت ساز بدآهنگ نزن
مثل دیوانه که در می رود از مردم ِشهر ..
من که خود می روم از پشت به من سنگ نزن
مارها خوش خط و خالند ولی تو بدتر
چنبره بر مَنِ بیچاره ی دلتنگ نزن
بال و پر سوخته هرجا برود زندانی ست
حرفی از معجزه در یک قفس تنگ نزن
من اگر باخته ام پیش تو دل حرفی نیست
باختن حس بدی نیست ، تو نیرنگ نزن
چه قدر گوشه کنایه ...!!!
تو فقط حرفت را ...
این همهِ باب دل ِ مردم ِالدنگ نزن
من که با پای خود از شهر فراری شده ام
تو یکی سنگ به پاهای من ِ لنگ نزن...
باز از پیش خودت ساز بدآهنگ نزن
مثل دیوانه که در می رود از مردم ِشهر ..
من که خود می روم از پشت به من سنگ نزن
مارها خوش خط و خالند ولی تو بدتر
چنبره بر مَنِ بیچاره ی دلتنگ نزن
بال و پر سوخته هرجا برود زندانی ست
حرفی از معجزه در یک قفس تنگ نزن
من اگر باخته ام پیش تو دل حرفی نیست
باختن حس بدی نیست ، تو نیرنگ نزن
چه قدر گوشه کنایه ...!!!
تو فقط حرفت را ...
این همهِ باب دل ِ مردم ِالدنگ نزن
من که با پای خود از شهر فراری شده ام
تو یکی سنگ به پاهای من ِ لنگ نزن...
- ۱.۵k
- ۲۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط