{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علی جان

علی جان
مولای من ...
آقا جان شرمنده ام .شرمنده ام که راحت را گم کرده ام .
علی جان . حالا میفهمم با تمام بزرگی ، والایی ، مقامی که داشتی ، هیچ مرحمی ، همرازی برای حرفهای نگفته ی دلت بهتر از دل چاه پیدا نکردی که محرم اسرار باشد . و سنگ صبورت آقا جان ...
نه کوه بود که از بار سنگین اسرارت .خرد شود و از هم بپاشد ...
تا سنگریزه هایش به سوی تو پرتاب شود . تا مبادا دل شیشه ایت را بشکند .
نه دریا بود ...
که از بارش باران غمت ، دلش لبریز شود و با وزش بادی طوفانی به پا کند ...
به صاحل دلت بکوبد و آینه ی صاف دلت را گل آلود کند ، تا به آرامش برسد .
تا باز تو بمانی با تنهایی و تیرگی دلت. ..
نه با آدمی ... هم راز و هم کلام شدی که مبادا جای زخمت را بلد باشد ...

آقا جان حالا میفهمم ک چرا چاه را انتخاب کردی ...
چاه ن سنگش را بیرون پرتاب میکند . نه آب درونش طغیان می کند و گل آلود. و نه زبان دارد که زخمت را به رخت بکشد . هر چه داخلش بریزد در خود فرو می برد .و میبلعد بی هیچ نام و نشانی و هیچ اعتراضی. ..

ببخش اقا جان راحت را گم کرده ایم...
به هر راهی ، رفتیم برای رهایی از تنهایی و سبک بالی غیر از راهی که تو نشانمان دادی برای روشنایی. ..
دیدگاه ها (۱۰)

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!با دلم درگیرم... آری! با تو...

باد ِ پاییز از این پس به دلم چنگ نزن باز از پیش خودت ساز بدآ...

این شعر توسط مادری که در خانه سالمندان بوده تهیه و نگارش شده...

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی,با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی....

به نام قبلۀ ایرانیان به نام حرمبه نام خادم و جاروکش و غلام ح...

رضا حدادیان

🍃هنوز هم روحمان از خواب راحت #شب_جمعه آزرده است. صبح با شنید...

🌹 قصیده زیبایی در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام🌹 کعبه زب...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما یکشنبه 9 اردیبهشت 97...

علی عبدالرضایی

معین صباغ مقدم شاعر زاهدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط