از من گذشتی تنها یک
از من گذشتی تنها یک
اسم در من باقی ماند
برزخی از خاطرات
پنهان شده در درونم
در مقابل آینه آنها
را می شمارم
موهایم را به کناری
می زنم
نامم را زیر لب می خوانم
لبخندی و آهی.... با مدادسرمه ای
درچشمان سیاهم
خطی می کشم
با رنگ سرخابی
برگونه هایم
و آن تکه گوشت
اضافی روی صورتم را
با رنگ صورتی
براق می کنم
دوباره تکرار می کنم
خاطرات مبهم را
و بعد می کشانم
در زیر خاکستر قلبم
اسمت را چنگ میزنم
و خود را به فراموشی
می سپارم
تا یادم نیاید
ولی باز تو در
سرنوشتم هستی
من بی تابانه عبور
می کنم از تو
و نگاه نا آرامم بی صبری
مرا می شمارد
ومن ترا در درونم چنگ میزنم!!!!!!
اسم در من باقی ماند
برزخی از خاطرات
پنهان شده در درونم
در مقابل آینه آنها
را می شمارم
موهایم را به کناری
می زنم
نامم را زیر لب می خوانم
لبخندی و آهی.... با مدادسرمه ای
درچشمان سیاهم
خطی می کشم
با رنگ سرخابی
برگونه هایم
و آن تکه گوشت
اضافی روی صورتم را
با رنگ صورتی
براق می کنم
دوباره تکرار می کنم
خاطرات مبهم را
و بعد می کشانم
در زیر خاکستر قلبم
اسمت را چنگ میزنم
و خود را به فراموشی
می سپارم
تا یادم نیاید
ولی باز تو در
سرنوشتم هستی
من بی تابانه عبور
می کنم از تو
و نگاه نا آرامم بی صبری
مرا می شمارد
ومن ترا در درونم چنگ میزنم!!!!!!
- ۵۱۷
- ۲۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط