{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جایی رسیده ام که

به جایی رسیده ام که

هر سایه ای شبیه تو

مرا صدا کند دستش

را می گیرم

دلتنگش می شوم

صدایش می کنم

منتظرش می مانم

برایش شعر می گویم

اصلا عاشقش می شوم

می خواهم حکم آزادی

برای دلم صادر کنم!!!!!!!!
دیدگاه ها (۵)

از من گذشتی تنها یک اسم در من باقی ماندبرزخی از خاطرات پنهان...

وقتی که اعتماد مناز ریسمان سست عدالت آویزان بودو در تمام شهر...

میدانی دلتنگی چیست؟دلتنگی زنی ست ایستاده برلبه ی تاریک تردید...

به بودنی مبتلایم که در جنگی نا برابر مرا به اسارت می برد در...

پارت۶- اگه بهت بگم باید عضو مافیای بندر بشی، اون وقت چی می گ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط