راستش دیگه از جمع فراری بود..از شلوغی از جمعیت..
راستش دیگه از جمع فراری بود..از شلوغی از جمعیت..
هرکاری میکرد تا از جمع دور شه آدم درونگرایی نبود اما دیگه از تو جمع بودن اذیت میشد اینکه به یه جا خیره میشد و هر دفعه ازش میپرسیدن هی، چندتا بشکن هم جلو چشاش میزدن و تا به خودش میاد ازش میپرسن کجا بودی؟
میخواست بره تو خودش؛ تو جمع نمیتونست..
امروز به روز بردنش مهمونی از عمد آماده نکرد و با گرمکن و هدفون تو گوشش نشست تو ماشین و تو جمع نرفت در آخر هم اومدن دنبالش تا بتونن از ماشین و موزیک جداش کنن اما اون خودشو زد به خواب..
_ از بس خودمو زدم به خواب همه فکر میکنن خوابم، حواسم نیست..
اما من حواسم هست خیلی خوبم حواسم هست!
«من نوشت»
«ر.کاف»
هرکاری میکرد تا از جمع دور شه آدم درونگرایی نبود اما دیگه از تو جمع بودن اذیت میشد اینکه به یه جا خیره میشد و هر دفعه ازش میپرسیدن هی، چندتا بشکن هم جلو چشاش میزدن و تا به خودش میاد ازش میپرسن کجا بودی؟
میخواست بره تو خودش؛ تو جمع نمیتونست..
امروز به روز بردنش مهمونی از عمد آماده نکرد و با گرمکن و هدفون تو گوشش نشست تو ماشین و تو جمع نرفت در آخر هم اومدن دنبالش تا بتونن از ماشین و موزیک جداش کنن اما اون خودشو زد به خواب..
_ از بس خودمو زدم به خواب همه فکر میکنن خوابم، حواسم نیست..
اما من حواسم هست خیلی خوبم حواسم هست!
«من نوشت»
«ر.کاف»
۱۶.۶k
۰۹ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.