{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" تو سرنوشت منی "

" تو سرنوشت منی "
پارت ۱۹

ویو راوی
هلن پشت در وایستاد و به حرف های جونگکوک و هلن گوش کرد

♡ بابایی مامانی چرا ناراحته ؟

_ مامانی ؟ ......مامانی که ناراحت نیست فقط.....نگران این پرنسس کوچولو .......هلن من تو میدونی من چقدر تو رو دوست دارم

♡ اهمم میدونم

جونگکوک خنده ای کرد و ادامه داد

_ بیا یه قول بهم بدیم

♡ چه قولی ؟

جونگکوک انگشت کوچیکش رو اورد جلوی هلن و گفت

_ بهم قول بدیم که باهم اون هیولاهای کوچیک رو شکست بدیم باشه ؟

هلن خنده ای خرگوشی کرد و گفت

♡ باشه قول باباییی ( کیوت )

_ افرین کیوتچه مننن

جونگکوک محکم هلن رو بغل کرد و بوسه ای بر لپ هاش کاشت ، النا هم اشک های سمجی که روی صورتش ریخته بود رو پاک کرد و درو باز کرد و رفت تو

+نیینم پدر دختری خلوت کردین

_ بله دیگه

النا رضایت نامه رو به جونگکوک داد تا امضا کنه و خودش هم پیش هلن نشسته و دست های کوچولو رو توی دستش گذاشت و شروع به ناز کردنشون کرد چند دقیقه گذشت جونگکوک رضایت نامه رو تحویل پرستار داد و اومد پیش النا و هلن که گوشی النا زنگ خورد

+سلام بفرمایید

+اممم بله بله

+متوجه شدم ، شما الان اروم باشید من الان سر پروژه نیستم ولی ....

+باشه الان میبینم که چیکار کنم که مشکل شما حل بشه ......خدانگهدار

النا رو گوش قطع کرد و چند ثانیه به گوشی خیره شد که جونگکوک گفت

_ پرنسس منو مامانی یه لحظه میریم بیرون تو همینجا منتظر باش

جونگکوک دست النا رو گرفت و رفتن بیرون

_ میگم من پیش هلن میمونم تو برو سر پروژه

+نه عمل هلن نزدیک دلشوره منم داره زیادتر میشه باید پیشش ‌......

_ نترس من پیششم تو برو

+مطمئنی ؟

_ اره

النا خیلی خوشحال شد و سریع رفت تو کیفشو برداشت و بوسه بر موهای هلن زد و گفت

+دختر قشنگم مامانی میره با بزرگتر های ترسناک بجنگه باشه زود میام

♡ باشه مامانی

النا از اتاق بیرون رفت ولی قبل از رفتن برگشت سمت جونگکوک و گفت

+ممنونم که به فکرم بودی ( خنده )

_ به فکر تو نبودم به فکر پروژه ام بودم که نره رو هوا

النا خنده اش محو شد و گفت

+عوضی

و بعد سریع از اونجا دور شد ..............
شرط
۱۴ لایک
۲۲ کامنت
دیدگاه ها (۰)

" تو سرنوشت منی "پارت ۲۰ویو النا وقتی رسیدم سر ساختمون دیدم ...

" تو سرنوشت منی "پارت۱۸ویو راوی بعد از اینکه النا لباساشو پو...

تو سرنوشت منی اسلاید دوم لباس خواب النا اسلاید سوم نیم تنه و...

" تو سرنوشت منی "پارت ۱۰ویو راوی النا ، هلن رو رسوند بیمارس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط