{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخش تنهایی!

ببخش تنهایی!

ببخش اگر تنهایت گذاشته بودم

و گمان کرده بودم کسی هست که می تواند به اندازه تو با من یکی شود؛

که نبود،

که هیچکس نبود،

که هیچکس قد تو با من یکی نشد.

نشد که بشود.

نمی شود.

حالا بلند شو لطفاً.

چراغ را خاموش کن.

بیا کنارم بخواب.

هوس گریستن بزرگی با من است امشب روی سینه تو.
دیدگاه ها (۱)

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

عروسک من😈🔞

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۱: بازجویی شبانهشب شده بود.همه کم‌کم آماد...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:3کوک:خببب اه ا.ت:خی...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

بهت خیانت کرد(به عنوان بوی فرند)ویو ا.تیه هفته اس که نامی رف...

professor Riddle,p47

پارت سیو یکم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: ....🙄در زهن النا: این کیه من پ...

🌹 My Dream 🌹Part ²²ایزابل 🌹 یونگی...یونگی...یونگی...یونگی بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط