{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏امیرعباس کچیلک دیشب مشهد بود با بادیگارد،بعد دخترا التما

‏امیرعباس کچیلک دیشب مشهد بود با بادیگارد،بعد دخترا التماس میکردن باهاش سلفی بگیرن اونم قبول نکرد رفت.
همونجا نشستم زمین یک ربع خون گریه کردم
دیدگاه ها (۱)

لیلا درُ وا کن میائو!

جدی پول میدین عینک آفتابی میخرین؟من با شماره چشم هفت به بابا...

اینکه ما غیرتی میشیم به این معنی نیس که به شما اعتماد نداریم...

‏کسی که دوستت داره حتی نمیتونه تظاهر به بی اهمیتی کنه..‏پس ا...

I can be myself with himPart⁴⁸یهو نامجون داد زد:نامجون:پیداش...

صبح که بیدار شدم دیدم مامانم داره گریه میکنه رفتم پیشش و ازش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط