{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوش است حال من این روزها با تو

خوش است حال من این روزها با تو
سیر نمی‌شوم من
زدیدار تو
می‌سوزم از امید
من در نگاه گرم خودم زنده می‌شوم
از نگاه تو می‌سوزم
به شوق تو
در انتظار صبح وصالت هستم
چون شهریار خسته جگر
در انتظار بوی وصالت
در شهری گمشده می‌سوزم
در آرزوی چشم سیاه تو
در انتظار جلوه بی پایان تو
می ایستم
دیدگاه ها (۰)

در آرامش به منظره می نگریبا دلی دریا زندگی را پیش می بری ب...

گل سوریست تو گوئی که دو رخساره دوست طره سنبل مشکین شکن غالیه...

تو می‌روی و نمی‌رود قرارم از تو زین بیش صبوری که نباشد کارم ...

پارت ۱۲ : شب حمله

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۰یک ماه گذشت.تابستان بود. هوا گ...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۸یک هفته گذشت.می-سوک کم کم داشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط