{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقدمه

مقدمه:::::::


هیچکس به من نگفت اشتباه کردی ، همه گفتند خدا نخواست
می ترسم از آن دنیا ، نه برای مرگ
می‌ترسم بروم کنار خدا بایستم ... با چشم های پر از آب نگاهش کنم و بپرسم
چرا نخواستی؟!
در آغوشم بکشد و بگوید من بیشتر از تو می خواستم ... تو نخواستی ... تو تلاش نکردی ... تو نجنگیدی ... تو اشتباه کردی
می‌ترسم از آن دنیا ... می‌ترسم از این جواب...
دیدگاه ها (۲۲)

خلاصه::::::::آیدا دست به کشف بزرگی می زنه.کشفی که به خاطر او...

#پارت_اولزمان پارت گذاری :روزها:12تا14 و شب ها20 تا 22از ساز...

نومیدی

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : اخی بمیرم براش دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط