{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر خسته ام...

چقدر خسته ام...
چقدر خسته ام از دنیایی که باید به دندان بگیرمش
چقدر بی تفاوت شده‌ام برای حساب شدن در ذهن آدمها
از نسبت دادن خودم به صفت های متروکه...
...سرم را بالا می آورم...
ذهنم را از قضاوتها پس می گیرم...
دوباره آدمکها را آدم حساب می کنم
دوباره برق زیر آستین را به اشتباه دید نسبت می دهم
دوباره جای دندان ها را روی تنم می شمرم
تا ۳۲ بار از دل خودم دربیاورم این همه گرگ های بی گناه را...
تزریق می کنم تمام امیدها را به سلولهای خاکستری ام...
راه می افتم در داشته هایم...
در دوست خطاب شده گانم...
پرسه میزنم در خاطره ها...
شب های فلاش خورده...
روز های گرمسیر دوست داشتنی
یادم می افتد چقدر دزدیم حرف حق ام را مبادا دلشان را به آب دهم...
دیدگاه ها (۴)

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط