شکلات تلخ من 🍫(p18)

شکلات تلخ من 🍫(p18)

در بازشد جونگکوک با لباس های خونی اومد تو ا.ت وقتی سروضع جونگکوک رو دید ترسید رفت سمتش کمکش کرد بیشنه پیرهنشو درآورد جایی که گلوله خورد بود درآورد پانسمان کرد تمامه مدت لپ هاش قرمز شد بود بعد از اینکه کارش تمومه شد به جونگکوک کمک روی تخت دراز بکشه رفت تا سوپ درسته کنه برای جونگکوک همینجوری داشت میرفت جونگکوک گفت :
_کجا داری میری؟
+دارم میرم آشپزخونه سوپ درست کنم برات
_باشه چرا ازم نپرسیدی چیشده
+میدونی قانون اول تو عمارت ما این بود که کنجکاوی بشدت ممنوع
_باشه اینجا می تونی کنجکاوی کنی تو راهرو آخر نه
+باشه پس چیشد اصلا کارت چی
_هیچ تو ماموریت تیر خوردم اینکه شرکت دارم مافیا هستم
+الان چی گفتی ؟
_گفتم مافیا هستم
+واقعن من عاشق این بودم که با مافیا ازدواج کنم (باذوق فوران )
_برای اینکه کارم مافیای اینقدر ذوق کردی کوچولو
+من کوچولو نیستم
_هستی
+نیستم من برم سوپ درست کنم خودت رو با فلیم یا کتاب سرگرم کنه تا سوپ آمادشه
_باشه پرنسس مراقب باش آسيب نبینی یه وقت
+بچه که نیستم حواسم هست
بعد از حرفش رفت پایین شروع کرد پیدا کردن وسایل آماده کردن سوپ وقتی همه‌ی وسایل مورد نظر شو پیدا شروع کرد سوپ درست کردم وقتی داشت سوپ رو همه میزد که دست یکی دور کمرش پیچیده شد سرشو برد بالا یهو...
دیدگاه ها (۱۱)

p5

part 2

Why Did I Fall in Love with You? P²⁹ | Don't Make Me WorryVi...

Why Did I Fall in Love with You?P³⁰ | My Little TroubleView:...

Mafia Love :)))پارت : 15جونگکوک: حق نداری آقای کیم یونجون: ت...

تو پست قبلی https://wisgoon.com/v/SQXRHJ4HJM گفتم که اینکه چ...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت13جین:جونگکو...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕درِ انبار با شدت باز شد.چند نفر وارد ش...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۱ | آقای اخمورینا هنوز به پیام آخر خیره بود...

پارت پنجم تهیونگ منتظر تا نامجون واسش اصلاعات بفرستم چند مین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط