{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی فقیرو کنار خیابون میبینیم ولی وجدانمون بهمون اجازه نمید

ی فقیرو کنار خیابون میبینیم ولی وجدانمون بهمون اجازه نمیده حتی بهش نگاه کنیم یا اینکه زبونم لال کمکش کنیم
اخه ما ادمای با وجدانی هستیم
دیدگاه ها (۸)

بنواز پیر مرد بنواز تا شاید آن صندوق پشت سرت از خجالت آب شود

طولانی ترین فاصله ی یک متری دنیا

این دفعه ک ی گدارو دیدی با خودت فک نکن کمک کنم .نکنم داره ظا...

دست موز منم ی لایک میشه

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p17نینا وقتی وارد خونه شد، مادرش از آشپزخ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p24جیمین مستقیم به چشم‌هاش نگاه کرد.«فعلا...

...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖ویو اِریااِریا در رو باز کرد و هر سه ن...

سلام آرمی های گل ❤️🤗من نمیخام دیگه اسمات از اعضا بنویسم ، فق...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕ویو اِریاصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر ...

ادامه

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p39یکی‌یکی، چشم‌های سرخ بین درخت‌ها ناپدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط