{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۱۷ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ


هوا به شدت تاریک بود و هر دقیقه صدا رعدوبرق بالا و بالا تر می‌رفت روی زمین پایین مبل نشسته بود و با چشم های گریون به صفه تلویزیون چشم دوخته بودن گاه گاهی هم از خوراکی ها می‌خوردن . ..
جونکوک بعد از شام به اتاق کارش رفت و تا الان یک ساعتی میشد که به سالن نرفته بود وقتی وارد سالن شد میشد چشم هایش گشاد تر شد و شوکه لب زد ....
جونکوک: این دیگه چه مسخره بازیه
سمته تلویزیون رفت و دست به کمر به جو هیوک که رو زمین نشسته بود و مشغول خوردن چسبی با طعم سرکه ای بود جین وو مثل همیشه روی مبل بالا سر ات و جو هیوک نشسته بود و با اخم به فیلم اش چشم دوخته بود جونکوک بار با عصبانی گفت
جونکوک: اینجا چه خبره ... !
جو هیوک اشک اش را پاک کرد و گفت ...
حوهیوک: ساکت ... جای غمگینه
جین وو: ساکت شو جونکوک داره بهش اعتراف می‌کنه
جونکوک با تعصب گفت
جونکوک: چی ‌.. بهش اعتراف می‌کنه ؟ چه بدبختی داره بهش اعتراف می‌کنه .. بدبخت شدی جین وو
هیچ کس به حرف های جونکوک توجه ای نکرد حتی نگاه کردن سمتش هم نبود ... کلافه تر آه ای کشید ... همان زمان آن ساعد دست جونکوک را گرفت و سکته خودش کشاند در حالی که اصلا حواسش نبود ناخودآگاه کنار دخترک روی زمین افتاد و آن اخم جونکوک هنوز هم سر جایش بود ..
جونکوک: دستتو بکش
دخترک بودن هیچ نگاهی به جونکوک پتو ای که رو پاهایش کشیده بود را روی پاهای جونکوک انداخت و خودش را بیشتر بهش نزدیک کرد روی شانه ورزید اش سرش را گذاشت و آروم گفت ..
ات: هیس نباید حرف بزنیم وگرنه جین وو مارو پرت می‌کنه بیرون ..
جونکوک نگاهی به جین وو انداخت .. درست می‌گفت چون جین وو رو چیزی که حساس باشه عصبی میشه ... چشم اش خورد به تلویزیون البته فکر بدی نبود که کمی ذهن اش را آرامی میکرد و فیلم میدید شاید کمی غوغا دلش هم آرام میشد
صحنه کمی غمگین شد و شخصیت اصلی دختر با شیلی محکمی که به پسرک زد با گریه و اشک گفت .. : تو .. بهم خیانت کردی
پسرک دستش را از رو گونه برداشت و تنها یک آهنگ ای که روش پل کرده بودن بیشتر غمگینش میکرد پسرک دست های دخترک را گرفت و زود تر گفت : باور کن من مست بودم مگه میشه من بهتر خیانت کنم
جونکوک سری تموم داد و کلافه با خودش گفت ..( خاک تو سره پسره بکنم به عشقش خیانت کرده ) چوت چوتی کرد و بازم خیره ماند ..
پسرک در سریال همچنان دست دخترک را گرفته و سمته خودش کشاند همان دقیقه لب‌هایش را بوس کرد در باران نم نم آن صحنه خیلی زیبا بود ...
جوهیوک: باید میزد بهش شلیک میکرد ..
جونکوک: شاید واقعا مست بود
جین وو: تو اون بارون جچپری‌اون سکانس رو بازی کردن


های
دیدگاه ها (۱۳)

Knife Deadادامه پارت ۱۱۷وقتی هر یکی آن ها نظر خودشان را گرفت...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۱۸ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷبعد از تحدید خیالی خو...

خدا رحم کرد

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷¹مین‌هیوک که متوجه شد،با خنده گفت:آقای...

𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 ، 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝖯𝖺𝗋𝗍:①بازم دخترک روی کاناپ...

۱۰-از بچگی دوستت داشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط