{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو واقعا کی هستی

تو واقعا کی هستی

پارت ۴

با دیدن اسم تماس گیرنده اخمام رفت تو هم و تماس و متصل کردم

مکس: دختره هرزه مگه من به تو نگفتم باید توی ۲ ساعت کارا رو درست کنی؟ من موندم چه کسی تو رو معروف کرده از امروز قرارداد ما لغو میشه

جوش آوردم و دهنم و باز کردم

ا.ت: اولا هرزه تویی و هفت جد و خاندانت بعدشم به یه ورم که قرار داد و لغو میکنی من روزی ۱۰ تا پیشنهاد دارم و من خودم میخواستم قرارداد و لغو کنم آقای پاپتی

و بدون خدافظی قطع کردم که دیدم رسیدیم و جلوی پاساژیم
پیاده شدیم و رفتیم داخل

پرش به بعد خرید

خریدا رو ریخت توی ماشین و دستم و گرفت و دنبال خودش کشید و برد سمت پارک روبه روی پاساژ که پسر آشنایی رو دیدم رفتیم سمتش پشتش با ما بود ولی با صدای کوک برگشت و به ما نگاه کرد اوه خدای من اون هوش سیاه بود کیم نامجون کسی که یه مدت براش کار می‌کردم یه بغل و اینا انجام دادن و به چیزی رد و بدل کردن و خدافظی کردن و کوک دستم و کشید برد سمت ماشین
یعنی اون چی بود که رد و بدل کردن؟
ارتباطش با هوش سیاه چیه؟

شرایط پارت بعد
۱۰ لایک
۱۰ کامنت
دیدگاه ها (۱۱)

این عالی بود🤣

عررررررررررررر کنسرت پسرااا

به به چه میکنه پسر دایی😂

🤣منتظر تبریکاتون هستمااا اگر ناشناس و پر کنین دو پارت بدون ش...

پارت 15رفتیم سره میزه صبحونه .......وقتی داشتیم صبحونه می‌خو...

p2بیو هانی از ترس از خواب پریدم نگاه ساعت کردم دیدم ساعت 2 ظ...

صبحونه تموم شد بعدش آماده شدیم و رفتیم سر صحنه فیلمبرداری اد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط