ButYou
#But_You
#Part¹⁶
تقریبا سی سانت رشد داشت.....
قدرت بدنیم هم زیادتر شده بود.....
رنگ چشمام بین خاکستری و قرمز شیفت میشد.....
صورتم سفید تر و لبام قرمز تر شده بود.....
تمایل زیادی به خواب داشتم و کلا از زندگی افتاده بودم....
اما یه زمان خاصی توی روز انرژیم فوران میکرد....
پس حداقل درسمو میتونستم بخونم....
توی دانشگاه کلا خواب بودم....
اما سرعتم توی کار ها و هوشم چندین برابر شده بود....
سرعتم توی نوشتن خوندن راه رفتن زیاد بود....
خیلی زیاد....
اشتهام بیشتر بود و نمیتونستم سبزیجات بخورم.....
فقط گوشت بهم میساخت......
اما دقت که کردم.....
داشتم شبیه ته و دورا میشدم.....
اونا هم توی کل زمانی که میشناختمشون حال یک هفته من رو برای کل عمرشون زندگی کرده بودن....
#Part¹⁶
تقریبا سی سانت رشد داشت.....
قدرت بدنیم هم زیادتر شده بود.....
رنگ چشمام بین خاکستری و قرمز شیفت میشد.....
صورتم سفید تر و لبام قرمز تر شده بود.....
تمایل زیادی به خواب داشتم و کلا از زندگی افتاده بودم....
اما یه زمان خاصی توی روز انرژیم فوران میکرد....
پس حداقل درسمو میتونستم بخونم....
توی دانشگاه کلا خواب بودم....
اما سرعتم توی کار ها و هوشم چندین برابر شده بود....
سرعتم توی نوشتن خوندن راه رفتن زیاد بود....
خیلی زیاد....
اشتهام بیشتر بود و نمیتونستم سبزیجات بخورم.....
فقط گوشت بهم میساخت......
اما دقت که کردم.....
داشتم شبیه ته و دورا میشدم.....
اونا هم توی کل زمانی که میشناختمشون حال یک هفته من رو برای کل عمرشون زندگی کرده بودن....
- ۱.۹k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط