#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌¹⁵

بعد از جواب پس دادن به دورا وارد اتاقم شدم....
یک هفته گذشت و من هر روز بالا می آوردم....
حس بد خیلی بودن معده‌م بهم فشار میاورد....
نمیتونستم درست درمون چیزی بخورم....
از طرفی دورا کاملا فهمیده بود چه اتفاقی افتاده و نسبت به حالم واکنشی شبیه تهیونگ داشت.....
یکی از جاهای کبودی گردنم هنوز مونده بود....
شبیه گازگرفتگی بود....
شبیه به جای نیش دندان....
بدتر از همه حساس بود و درد میکرد و میسوخت....
وقتی پیش دکتر رفتم کسی دلیلش رو بهم نگفت....
حتی بعضی فکر میکردن جای گاز حیوون باشه....
اما نه....
بعد از اون اتفاق گردنم اینجوری شد....
جای گاز حیوون نبود....
مطمئن بودم.....
عجیبتر از اون....
رفتارهای تهیونگ و دورا بود....
تهیونگ مراقبم بود و رفتار دورا هم با ته بهتر شده بود...
دلیل کاراشون رو نمیفهمیدم.....
اما نگاه دورا نسبت بهم تغییر کرده بود....
اون آدم سابق نبود....
منم همینطور....
تغییراتی که توی بدنم حس میکردم زیاد بودن....
موهام داشت بیشتر رشد میکرد و توی یک هفته روی زمین کشیده میشد....
دیدگاه ها (۰)

#pain#P¹⁰⁶#Season²دستش رو به سمت کیسه ی قرص ها برد و یک آرام...

برده عمارت جئون

فیک تهیونگ. دوباره تو

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

شاهکاری به نام دروغ

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

معامله نهاییپارت ۷۲پیامم سین خورد اما جوابی دریافت نکردم . ا...

***### 🖤 **Part 1: سایه‌های خونین**تاریکی، سنگین‌تر از همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط