خدایا!
خدایا!
از کجا شروع کنم که در هیچ جا نیستم و تو هیچ جا خودم رو احساس نمی کنم
خدایا از روزهایی که از یادم رفتی شرمنده ام
از لحظه هایی که فراموش کردم تو بامنی و احساس تنهایی کردم شرمنده ام
از مواقعی که دستم رو جلوی همه دراز کردم و بعد از جواب نگرفتن یاد تو افتادم شرمنده ام
خدایا از الله و اکبری مثل تو چیزی جز به دل نگرفتن انتظار نمی ره
شرمنده ام که صبح زود که هوا و نسیم برای کمک کردن به نزدیک شدن به تو، توی گوشم زمزمه حمد و ستایش دارن بی اهمیت بالشم رو بغل می کنم
خدایا از بنده هات شرمنده ام که به خاطر نداریم باید فقط براشون گریه کنم
نازنین دوست من! خدای من از اینکه خدایی مثل تو دارم و تو بنده ای مثل من داری شرمنده ام
آخه کاری نکردم که سرت رو برای آفریدن من بالا بگیری
آخه من کاری نکردم
خدایا تو رو به بزرگیت و مهربونیت!
تو رو به اشکهای بندگان خوبت، ازل تا به ابد ، من رو غیرتی بده که از بندگیت شاد بشم و از سرکشی دیوانه و آتشین
خدایا مگر من به غیر از تو کسی رو دارم؟ پس لیاقت بندگی خودت رو به من هم بده چرا که از خدایی تو شکی ندارم
خدایا کاری کن که حضورت را در کنار خودم احساس کنم، لمس کنم، بچشم و به جان بنوشم حتی اگر بعد از آن بمیرم
من از تو خودت رو می خوام و از خودم بندگیت رو
تو قبله اول و آخر منی
از کجا شروع کنم که در هیچ جا نیستم و تو هیچ جا خودم رو احساس نمی کنم
خدایا از روزهایی که از یادم رفتی شرمنده ام
از لحظه هایی که فراموش کردم تو بامنی و احساس تنهایی کردم شرمنده ام
از مواقعی که دستم رو جلوی همه دراز کردم و بعد از جواب نگرفتن یاد تو افتادم شرمنده ام
خدایا از الله و اکبری مثل تو چیزی جز به دل نگرفتن انتظار نمی ره
شرمنده ام که صبح زود که هوا و نسیم برای کمک کردن به نزدیک شدن به تو، توی گوشم زمزمه حمد و ستایش دارن بی اهمیت بالشم رو بغل می کنم
خدایا از بنده هات شرمنده ام که به خاطر نداریم باید فقط براشون گریه کنم
نازنین دوست من! خدای من از اینکه خدایی مثل تو دارم و تو بنده ای مثل من داری شرمنده ام
آخه کاری نکردم که سرت رو برای آفریدن من بالا بگیری
آخه من کاری نکردم
خدایا تو رو به بزرگیت و مهربونیت!
تو رو به اشکهای بندگان خوبت، ازل تا به ابد ، من رو غیرتی بده که از بندگیت شاد بشم و از سرکشی دیوانه و آتشین
خدایا مگر من به غیر از تو کسی رو دارم؟ پس لیاقت بندگی خودت رو به من هم بده چرا که از خدایی تو شکی ندارم
خدایا کاری کن که حضورت را در کنار خودم احساس کنم، لمس کنم، بچشم و به جان بنوشم حتی اگر بعد از آن بمیرم
من از تو خودت رو می خوام و از خودم بندگیت رو
تو قبله اول و آخر منی
- ۳.۹k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط