{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگه میره دم خونه شنگول منگول در میزنه؛

گرگه میره دم خونه شنگول منگول در میزنه؛
یه دفعه خرسه گریه کنون میاد بیرون میگه: بابا تو ما رو کشتی!
اینا ۲۰ ساله از اینجا رفتن؛ بیشعور ولمون کن دیگه!
گرگه میگه : خیلی گوساله‌ای برات آش نذری آوردم!
دیدگاه ها (۱)

داستان

پارت آخرا.ت اومد خونها.ت:سومی کجاست؟جیمین:گذاشتمش خونه ی مام...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

توکیو ریونجرز ( پارت1)تاکه میچی : خیله خب نائوتو بهم دست بده...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط