{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب باران قرار با پنجره داشت

دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چکچک چکچک چکار با پنجره داشت
دیدگاه ها (۴)

پایان ماجرای من و عشقروشن استای قایق شکستهبه دریا خوش آمدی

سیبـی شــده ام کــه از درخــت مــی افتــدو تنهــا کشــف اش،س...

دلم هوایت را کرد به آبیِ آسمان زنگ زدم.خط روی خط بود ابری به...

من برای عاشقِ بی کسبرای عاشق بی چیزراه رفتن،گریه کردن زیر با...

ادامه پارت اول

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

🖥برای رفع آسیب‌پذیری روز صفر #ویندوز ، همین حالا سیستم خود ر...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

🔴ایران از یکی از مین های دریاییش در خلیج فارس رونمایی کرد. ف...

موسیقی

تو را باید خواند با لذت ، مثل یک کتابِ شعر قدیمی از کتابخانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط