[مــــــــــن]
[مــــــــــن]
روزی خواهم رفت
و ديگر هرگز باز نخواهم گشت،
روزی خواهم خفت
و ديگر هرگز بر نخواهم خواست ،
روزی چشمــــــانم
برای هميشه بسته خواهند شد،
روزی مى آيد
كه ديگر وجود نخواهم داشت،
روزی همه مرا فراموش خواهند كرد،
روزی
شــــــــايـد
دلــــى برايم تنگ شود.،
هيچكس نميداند آن روز كِى خواهد آمد؛
شايد سال ها بعد ، شايد هم يک سال،يک ماه ، يک هفته ،
اصلا شايد فردا
و يا شايد هم امروز ..
[ مــــرا ببخـــــش ]
اگر حتی [ لحظه ای ] از زندگيت را
به كامت تلخ كردم ...
روزی خواهم رفت
و ديگر هرگز باز نخواهم گشت،
روزی خواهم خفت
و ديگر هرگز بر نخواهم خواست ،
روزی چشمــــــانم
برای هميشه بسته خواهند شد،
روزی مى آيد
كه ديگر وجود نخواهم داشت،
روزی همه مرا فراموش خواهند كرد،
روزی
شــــــــايـد
دلــــى برايم تنگ شود.،
هيچكس نميداند آن روز كِى خواهد آمد؛
شايد سال ها بعد ، شايد هم يک سال،يک ماه ، يک هفته ،
اصلا شايد فردا
و يا شايد هم امروز ..
[ مــــرا ببخـــــش ]
اگر حتی [ لحظه ای ] از زندگيت را
به كامت تلخ كردم ...
- ۳.۱k
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط