ا سیر شده بود
ا سیر شده بود
15 سال بیشتر نداشت ؛ حتی مویی در صورتش نبود
سرهنگ عراقی اومد یقه شو گرفت ، کشیدش بالا گفت:
اینجا چیکار میکنی؟
حرف نمی زد؛
سرهنگ عراقی گفت جواب بده
گفت ولم کن تا بگم ؛ ولش کرد
خم شد از روی زمین یک مشت خاک برداشت ؛ آورد بالا گفت:
اینجا خاک منه ، تو بگو اینجا چیکار میکنی؟
سرهنگ عراقی خشکش زده بود …
15 سال بیشتر نداشت ؛ حتی مویی در صورتش نبود
سرهنگ عراقی اومد یقه شو گرفت ، کشیدش بالا گفت:
اینجا چیکار میکنی؟
حرف نمی زد؛
سرهنگ عراقی گفت جواب بده
گفت ولم کن تا بگم ؛ ولش کرد
خم شد از روی زمین یک مشت خاک برداشت ؛ آورد بالا گفت:
اینجا خاک منه ، تو بگو اینجا چیکار میکنی؟
سرهنگ عراقی خشکش زده بود …
- ۷۹۲
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط