پارت

پارت ۳

ویو راوی
شوگا انقدر کتکش زد که جونی نداشت حتا نمیتونست حرف بزنه ، بغض تمام گلولشو گرفته ولی هیچی نمیگه

یونگی: همینجا میمونی فهمیدی ( داد)
ات: ( با سرش تایید کرد)

ویو راوی
شوگا میخاستت از اتاق بره که ات سلفش گرفت اول اهمیت نداد ولی کم کم نگران شد و وقتی پشت سرشو نگاه کرد دید که......

خماری 😂
شرط پارت بعد
۵ لایک
۱۰ کامنت
۲ بازنشر
بای بای 💞
دیدگاه ها (۴۰)

وای 🤣🤣🤣🤣🤣

کیوتعلی 🤣🤣🤣🤣🤣

پارت ۲ویو اتو به غذا خوردنش نگاه میکردم ، راستش من دوسش داشت...

~ سناریو ~وقتی پریودی 🤣💔نامجون: ات چرا داری گریهه میکنیی ( ن...

پارت ۴ویو یونگیبرگشتم و دیدم که داره خون بالا میاره بی اهمیت...

پارت ۵ویو یونگیرفتم عمارت و خواستم از ات معذرت خواهی کنم فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط