باز تنهایم و ... احوال دلـــم ، غـمـگین است
باز تنهایم و ... احوال دلـــم ، غـمـگین است
بی تو بودن ، چه عذابی است ... عجب سنگین است !
دو سه روزی است ، سفر کرده ای از شهر و هنوز ،
خانه از عطر نفسهای تو عطر آگین است
باز در یــاد تو ، لـب می گـزم و مـی گریــم ،
مزه ی خاطره هم ، ... مثل لبت شیرین است
بی تو این خاطره ، ... خاکستری ِ کم رنگ است
تو که باشی ، ... همه ابعاد جهان رنگین است
منتظر می شوم ! ، ... ای کاش به من برگردی
"فکر" برگشت تو هم ، مثل خودت ... تسکین است.
بی تو بودن ، چه عذابی است ... عجب سنگین است !
دو سه روزی است ، سفر کرده ای از شهر و هنوز ،
خانه از عطر نفسهای تو عطر آگین است
باز در یــاد تو ، لـب می گـزم و مـی گریــم ،
مزه ی خاطره هم ، ... مثل لبت شیرین است
بی تو این خاطره ، ... خاکستری ِ کم رنگ است
تو که باشی ، ... همه ابعاد جهان رنگین است
منتظر می شوم ! ، ... ای کاش به من برگردی
"فکر" برگشت تو هم ، مثل خودت ... تسکین است.
- ۵۳۲
- ۲۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط