پارت
پارت ۲۷
قلب سیاه
......
(سوهو و کوک تو ماشین بودن و کاملا ناامید از اینکه ا/ت رو نتونسته بودن پیدا کنن ولی کوک همش اصرار داشت که باید همینجا پیداش کنیم.....هردوشون وارد بار شدن و یه گوشه نشستن و حال کوک از همیشه بدتر بود....سفارششون رو داشتن می خوردن)
سفارش گیر: (نمی دونم بهشون چی میگن اینو گذاشتم😂)
سفارش گیر: چیز دیگه ای می خواین؟
سوهو:نه ممنون
سفارش گیر: ا/ت سفارش امروزو یادت نره...تازه بیا الکل این میزو بده.
ا/ت اومد کنار میز سوهو و کوک... سر ا/ت پایین بود ندیدشون ولی کوک شوکه شده بود و نمی تونست باور کنه واقعیه یا الکی تا اینکه ا/ت سرشو بالا می کنه و کوک و سوهو رو می بینه.
کوک: ا/ت.....
ا/ت سریع از بار خارج میشه و سریع از خیابونا کوچه ها رد میشه و کوک هم دنبالش می یوفته.
کوک: لطفا ا/ت.
تا اینکه یه ماشین نزدیک.......
#سناریو #فیکشن #سناریو_جونگ_کوک
قلب سیاه
......
(سوهو و کوک تو ماشین بودن و کاملا ناامید از اینکه ا/ت رو نتونسته بودن پیدا کنن ولی کوک همش اصرار داشت که باید همینجا پیداش کنیم.....هردوشون وارد بار شدن و یه گوشه نشستن و حال کوک از همیشه بدتر بود....سفارششون رو داشتن می خوردن)
سفارش گیر: (نمی دونم بهشون چی میگن اینو گذاشتم😂)
سفارش گیر: چیز دیگه ای می خواین؟
سوهو:نه ممنون
سفارش گیر: ا/ت سفارش امروزو یادت نره...تازه بیا الکل این میزو بده.
ا/ت اومد کنار میز سوهو و کوک... سر ا/ت پایین بود ندیدشون ولی کوک شوکه شده بود و نمی تونست باور کنه واقعیه یا الکی تا اینکه ا/ت سرشو بالا می کنه و کوک و سوهو رو می بینه.
کوک: ا/ت.....
ا/ت سریع از بار خارج میشه و سریع از خیابونا کوچه ها رد میشه و کوک هم دنبالش می یوفته.
کوک: لطفا ا/ت.
تا اینکه یه ماشین نزدیک.......
#سناریو #فیکشن #سناریو_جونگ_کوک
- ۹.۳k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط