{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد.

قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد.
در نهانخانه تاریک صدف، چند روزی که گذشت
دید منزل تنگ است، در و دیوار صدف چون سنگ است
کمی آزرده شد از خود پرسید:
علت آمدنم اینجا چیست؟! قطره ها آزادند، در دل موج زمان فریادند. چیست معنای خود آزاری من؟ چیست بیماری من؟
اگر روزنه ای باز شود دور شوم، ساکن منطقه روشنی و نور شوم...
صدف آهسته شنید این نجوا، گفت:
ای کودک خرد دریا! شکوه کم کن که در این بحر عمیق، ما نگردیم به کس یار و شفیق
ارزشت بیشتر از شبنم نیست، مثل تو در دل دریا کم نیست
ما به کس در دل خود جا ندهیم، تا ندانیم که ارزش دارد بی جهت منزل و ماوا ندهیم
اگر امروز تو در سینه من پنهانی، یا به قول خودت افتاده در این زندانی
مکن از بخت شکایت که بدون تردید، تو در این خانه تاریک ،شوی مروارید!
دیدگاه ها (۲)

نشسته امخسته شدمدیگر قایق نمیسازم!پشت دریاها هرخبری میخواهدب...

یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیس...

دنیای من پرازدستهایی است که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقابها...

زندگی سخت ترین آزمون است .خیلی از مردم مردود می شوندچون سعی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد.در نهانخ...

قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد.در نهانخ...

قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد. در نهان...

قطره ای در صدفی پنهان شد ،رفته رفته به صدف مهمان شد ؛در نهان...

" شعر قشنگیه بادقت بخونید" قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رف...

قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد. در نهان...

قطره ای در صدفی پنهان شد.رفته رفته به صدف مهمان شد.در نهانخا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط