{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره ای در صدفی پنهان شد.

قطره ای در صدفی پنهان شد.
رفته رفته به صدف مهمان شد.
در نهانخانه تاریک صدف..
چندروزی که گذشت..
دید منزل تنگ است ..
در و دیوار صدف چون سنگ است .
کمی آزرده شد از خود پرسید :
علت آمدنم اینجا چیست ؟
قطره ها آزادند
در دل موج زمان فریادند 
چیست معنای خود آزاری من 
چیست بیماری من 
اگرم روزنه ای بازشود دور شوم
ساکن منطقه روشنی و نورشوم 
صدف آهسته شنید این نجوا
گفت ای کودک خرد دریا .......
شکوه کم کن که در این بحرعمیق !
ما نگردیم به کس یار و شفیق
ارزشت بیشتر از شبنم نیست 
مثل تو در دل دریا کم نیست
ما به کس در دل خود جا ندهیم
تا ندانیم که ارزش دارد 
بی جهت منزل و مأوا ندهیم 
اگر امروز تو در سینه من پنهانی
یا به قول خودت افتاده در این زندانی 
مکن از بخت شکایت که بدون تردید 
تو در این خانه تاریک شوی مروارید ...
دیدگاه ها (۱۴)

من اگر جای ِ تو بودم عاشق ِ "من" میشدمدلبر ِ ابرو طلای ِ چشم...

مجروح ِ دست‌های پر از آب و دانه‌اماز من مخواه پرکشم از آشیان...

چنانکه ارّه‌ی کُند از درخت می‌گذردسه‌شنبه بی تو و یادت چه سخ...

مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشمکه عقل و دین شده چون قصه ها ف...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم.#part8فلیکس و هان، هنوز دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط