{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

2

2


+ : وقتی بیدار شدم وسط تخت خودم و کوک بودم سرم درد میکرد شدید ولی بلند پیچی نکرده بودند غیر از پام که مثل اینکه در رفته بود چشمم به کوک که کنارتخت نشته بود و تهیونگ به چهار چوب در تکیه داده بود

& : ا.ت؟ حالت خوبه؟

_ : سرشو بین دستاشو گرفته که برگشتن و به ا.ت نگاه کرد *...... خوبی؟ (سرد)

+ : من با تو هیچ حرفی ندارم!

_ : چرا مثلا؟.. اصلا من باید اینو بکم!.... چرا فرار کردی؟ به چه دلیل؟...... خیانت کردم؟ اذیتتکردم؟ ناراحتت کردم؟......

+ : خیانت کردی(بغض)

_ : کی؟.. کی؟.... کجا؟.... چه وقت؟!

+ : صبح پای تلفنت!

& : اون من بودم!

......... ادامه
دیدگاه ها (۰)

3+ : آره!...... برو عمتو شیره بمال *اداشو در اوردم*ا.ت؟ همین...

پارت آخر_ : دیدی؟! من عمرا خوشگلی ای مثل تو رو ول کنم برم دن...

1+ : تو جنگل!.. پابرهنه!..لای شاخه و برگ میدویدم... از دست ی...

چند پارتی جونکوککاپل: جونکوک _ ا.تشخصیت های فرعی: تهیونگ _ ...

Love in the dark⑥⓪بله همون دختری که امروز تو شرکت دیدم آره ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط