{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دادگاه مردانگي قسمم معرفتم بود و وكيلم مرامم و حضار جم

در دادگاه مردانگي قسمم معرفتم بود و وكيلم مرامم و حضار جمعي از لوطيان و با مرامان
قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را عاشقي اعلام كرد و من محكوم شدم به مرگ در كنار چوبه ي دار
از من خواست اخرين خواسته ام را بگويم،من هم گفتم
به تو بگويند



دنياي مني
دیدگاه ها (۲)

كسى را دارم كه اينقدربرايم كسى هست كه نگاهم دنبال ...

خدایـــــــــــــــاعزیزی که این نوشته را میخواند بر بال آرز...

در دادگاه مردانگي قسمم معرفتم بود و وكيلم مرامم و حضار جمعي ...

"خداوندا" ! نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و نه آنقدر...

در دادگاه مردانگی قسمم معرفتم بود و وکیلم مرامم وهزار جمعی ا...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عا...

در دادگاه عشققسمم قلبم بود .. وکیلم دلم بود...حضار جمعی از ع...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از ع...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عا...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عا...

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود. وکیلم دلم و حضار جمعی از ع...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وڪیلم دلم بودو حضار جمعی از عاش...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وڪیلم دلم بودو حضار جمعی از عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط