{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود.

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود.
وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان .
قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد
و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ .
کنار چوبیه دار از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و
ومن گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم
دیدگاه ها (۷)

آمد اما بی صدا خندید و رفت لحظه ای در کلبه...

بچه ها اینو ساعت 4 صبح از خواب پریدم و درستش کردمقشنگ شده نه...

وووووووووووووی میییییخوااااااااااااام

به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت،...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

در دادگاه عشققسمم قلبم بود .. وکیلم دلم بود...حضار جمعی از ع...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عا...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عا...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عا...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از ع...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وڪیلم دلم بودو حضار جمعی از عاش...

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وڪیلم دلم بودو حضار جمعی از عاش...

در دادگاه مردانگي قسمم معرفتم بود و وكيلم مرامم و حضار جمعي ...

در دادگاه مردانگي قسمم معرفتم بود و وكيلم مرامم و حضار جمعي ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط