{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وکیلم دلم بود و حضار جمعی ا

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عاشقان!قاضی نامم را بلند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار!
از من خواستند آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند : دوستت دارم !
دیدگاه ها (۱)

زندگي اتفاق غمگيني است ، وقتي تنهايي ات سالها از تو بزرگتر ب...

کریم خان زند

سالها پیش در یکی از مدارس، پسربچه ای به نام جعفر همیشه با لب...

پیدا کنیدش دوبارهبگو دوباره بمیردشاید دستم را بگیرد

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 124・⁠]⁠ᕗگریه ام بلند تر شد. ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 103・⁠]⁠ᕗ  داغ بودم...خیلی زی...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

پارت ۳۲

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط