{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه

#داستان کوتاه
#درخواستی
#کوک

*کوک از حموم میاد بیرون*

ته:*جیغ بنفش*
کوک:چته؟!
ته:او..اون..جا*اشاره به سینه ی کوک*
کوک:چشه؟!
ته:حشره اونجاست
کوک:*جیغ بنفش*
جین :چطونه؟
کوک:حشره رومه*با ترس*
جین:خب چیزی نیس
ته:پس بردار
جین:اممم عه نامجون صدام زدی الان میام
کوک:نرو بیا این رو بردار*جین رفت*
کوک:جیمینننننننننننننننننن*داد*
*جیمین اومد*
جیمین:ها؟!
کوک:حشره*اشاره به سینش که اون اونجاس*
جیمین:ته ی دستمال بده
ته:بیا*دستمال رو داد*
*جیمین برداشتش*
کوک:ممنون هیونگ*بغلش کرد*
جیمین:واقعا از این میترسیدین؟
ته:آره
جیمین:اخیی*خنده*
دیدگاه ها (۷)

من بدبختم *پارت پنجم*من:شما کارتون نباشه من خودم جواب هاشون ...

استوری درخواستی 💖

فالوشه🥲💖بکت رو میده😁@bts_armygirl

#داستان کوتاه #استیری کیدزلینو:هیوجین من بستنی میخوامهیوجین:...

اما من عاشقتم ! پارت ۷ تهیونگ بعد از اینکه کارای شرکت و راست...

✨P9✨{طابع قوانین ویسگون}جین. خیلی خوب پس همچین حاضره بریم دی...

پارت (نمیدونم) Bad loveویو جیمین که یهو لگد ا.ت اومد تو شکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط